زندگى دنيا

خداوند متعال در سوره کهف آيات 45 و 46 مى فرمايد:

وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَياةِ الدُّنيا كَمآء أنْزَلْناهُ مِنَ السَّمآءِ فَآخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الاَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَىء مُقْتَدِراً أَلْمالُ وَ البَنُونُ زينَةُ الْحَيوةِ الدُّنيا وَ الْباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيرٌ اَمَلا.

(اى پيامبر!) زندگى دنيا را براى آنان به آبى كه از آسمان فرو مى فرستيم تشبيه كن. همان آبى كه به وسيله آن، گياهان زمين (سرسبز مى شوند و) درهم فرو مى روند؛ امّا بعد از مدّتى مى خشكند و بادها آنان را به هر سو پراكنده مى كنند و خداوند بر همه چيز تواناست. مال و فرزند، زينت زندگى دنياست و باقيات صالحات  = ارزش هاى پايدار و شايسته ثوابش نزد پروردگارت، بهتر و اميد بخش تر است.

   خداوند متعال در اين مثال زيباى قرآنى، زندگى دنيا را به آب باران تشبيه كرده است. خصوصيّت بارز آب باران آن است كه چند صباحى مايه طراوت و نشاط گياهان و درختان است؛ ولى اين طروات و سرسبزى با فرا رسيدن فصل پائيز كه آغاز ايّام مرگ موقّت گياهان است به پايان مى رسد و به اين ترتيب يك دوره كوتاه و گذرا از عمر گياهان سپرى مى شود و اين در واقع هشدارى است به انسان هاى غوطه­ور در زندگى دنيا تا دريابند كه زندگى آنها نيز روزى به فصل پائيز خود خواهد رسيد.

خداوند چرا اين مثال مطرح كرده است؟  خداوند می­خواهد که عاقبت دنيا پرستان و كسانى كه غرق در زندگى مادّى گشته اند،و خدا و روز قیامت را فرموش کرده،  بيان فرموده است ، براى روشن شدن حقيقت زندگى دنيا اين مثال مطرح شده است.

«كَمآء أنْزَلْناهُ مِنَ السَّمآءِ» ـ اين آب از آسمان نازل مى شود و بر سراسر زمين ـ هم بر زمين هاى نمكزار و هم بر زمينگشت هاى شيرين و آماده ـ مى بارد؛ ولى بهره همه زمين ها يكسان نيست؛ بلكه اين نعمت الهى در برخى از زمين ها مايه عذاب الهى و در برخى ديگر عامل حيات مى شود!

«فَآخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الاَرْضِ» ـ آبى كه از آسمان نازل مى شود و بر زمين هاى شيرين و آماده مى بارد؛ گياهان زيبا و پر طراوت و با نشاط فراوانى را مى روياند. گياهان مختلف و متفاوتى كه هركدام از آنها، نشانه اى از قدرت بى انتهاى پرودگار است. آب زلال و صاف باران و زمين آماده رويش كه مايه سرسبزى درختان و گياهان است، منظره دل انگيز و خيره كننده اى را در فصل بهار و تابستان به نمايش مى گذارد كه چشم حقيقت بين هر بيننده اى را به تحسين وا مى دارد.

«فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ» ـ امّا اين طراوت و سرسبزى و نشاط، كه چهره زمين خاكى را زيبا كرده است، عمرى كوتاه دارد؛ زيرا پس از چند صباحى كه فصل بهار و تابستان سپرى شود، كم كم سرسبزى و نشاط جايشان را به زردى و مرگ مى دهند و با وزش بادهاى سرد پائيزى كه پيام آور مرگ ظاهرى طبيعت است، برگ هاى زرد درختان كه روزى زيبايى و سرسبزيشان را به رُخ طبيعت مى كشيدند، با كوچكترين حركتى از شاخه جدا گشته و با چندين چرخش بر زمين رها مى شوند تا در دل خاك مدفون گردند.

«وَ كانَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَىء مُقْتَدِراً» ـ البتّه اين تغيير و تحوّلات و دگرگونى ها در مورد موجودات جهان و انسان است كه از حيث وجود و بقا، فقير و محتاج به قدرت خداوند هستند؛ ولى ذات حق تعالى، در هرحال مقتدر و توانا است و گذر زمان و تحوّلات فصلى و جوّى، هيچ تأثيرى در وجودش ندارد و در واقع اين خداوند است كه در اوج اقتدار و قدرت باعث تحوّلات عالم هستى مى شود و همه چيز جز ذات پاكش در تغيير است. آرى! خداوند بر همه چيز قادر و تواناست!

در یک جا دیگر در ارزش مال و فرزند خداوند میفرمایند :

أَلْمالُ وَ البَنُونَ زينَةُ الْحَيوةِ الدُّنيا» ؛ وَ الْباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيرٌ اَمَلا

مال و فرزند، كه سرمايه زندگى انسان است، همانند گياهان است كه در دوره اى از زندگى شايد مايه زيبايى و مباهات گردد؛ ولى اينها، چيزى نيست كه بتوان بر آن تكيه و اعتماد كرد تا در دنيا و آخرت موجب نجات انسان باشند.

«وَ الْباقِياتُ الصّالِحاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً وَ خَيرٌ اَمَلا» ـ آنچه را كه مى توان به عنوان پشتوانه مورد استفاده قرار داد و به آن اميد بست و ذخيره خوبى در نزد خداوند متعال دانست، كارهاى شايسته ماندگارى است كه در اين آيه شريفه به عنوان «باقيات صالحات» مطرح شده است.

آرى! اعمال نيك و ارزش هاى پايدار و شايسته، پشتوانه معتبر و قابل اعتمادى براى انسان است كه رنگ جاودانگى دارد و پائيز و مرگ ندارد