حدیث روز: عمل مردود
حدیث روز: بزرگ شمردن عالم
حدیث روز: شفیعه محشر
حدیث روز: رسوایی آرزوها
حدیث روز: علامت کم عقلی
بنجامین فرانکلین
بنجامین فرانکلین
بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin) (متولد ۱۷ ژانویه ۱۷۰۶، درگذشته ۱۷ آوریل ۱۷۹۰) یکی از پدران بنیانگذار ایالات متحده است.فرانکلین یک دانشمند، نویسنده برجسته و چاپخانهدار، طنزنویس، نظریه پرداز سیاسی، سیاستمدار، رئيس پست، مخترع، فعال مدنی و دیپلمات بود. به عنوان یک دانشمند، او یکی از چهره های بزرگ در روشنگری آمریکا و تاریخ فیزیک برای کشف هایی که کرده بود و نظریه هایش در مورد برق است. اختراعات او میله برق گیر، عینک دو کانونی، اجاق گاز فرانکلین، کیلومتر شمار اتومبیل، و شیشه آرمونیکا می باشد. او اولین کتابخانه ی عمومی در امریکا و اولین ایستگاه آتش نشانی پنسیلوانیا را ایجاد کرد.
فرانکلین لقب اولین آمریکایی را برای تلاش های خستگی ناپذیرش برای اتحاد آمریکا به دست آورد. به عنوان نویسنده و سخنگوی کلونی های متعدد در لندن، بعد به عنوان اولین سفیر آمریکا در فرانسه، مثالی از مردم آمریکا برای دنیا بود. فرانکلین آمریکا را به صورت پایه ای این چنین تعریف نمود: وصلت ارزش های عملی و دموکراتیک صرفه جویی، کار زیاد، آموزش و پرورش، روح جمعی، موسسات جدا از دولت (ان جی او) و مخالفت با هر گونه خودکامگی دینی و سیاسی، همراه با علم و صبر روشن گری. به قول مورخ هنری استیل کوماگر(Henry Steele Commager) ، "در فرانکلین تلفیق شده بودند خلوص عمل بدون هیچ ناپاکی و نور روشنگری بدون هیچ حرارت"و یا والتر ایاکسون (Walter Isaacson)در مورد فرانکلین می گوید:"او پیشرفته ترین آمریکایی زمان خود و تاثیر گذار ترین فرد در نوع جامعه ای که آمریکا هم اکنون دارد بود."
فرانکلین که به سطح کار خود در شهرش افتخار می کرد، روزنامه نگار و چاپخانه داری موفق در فیلادلفیا، پیشروترین شهر در کولونی ها، شد. او با انتشار کتاب ریچارد آلماناک فقیر و پنسیلوانیا گازت درآمد قابل توجهی کسب کرد. فرانکلین شهرت بین الملی علمی قابل توجهی به خاطر آزمایشهایش در زمینه ی الکتریسیته و اختراعهای معروفش، به خصوص برقگیر پیدا گرد. او نقش عمده ای در ایجاد دانشگاه پنسیلوانیا داشت و به عنوان اولین سرپرست جامعه فیلسوفان امریکایی انتخاب شد. فرانکلین یک قهرمان ملی لقب گرفت، زمانی که تلاش هایی برای حذف قانون نامحبوب برچسبها را در پارلمان رهبری کرد.یک دیپلمات کامل، او توسط بسیاری برای نمایندگی آمریکا در فرانسه مورد تحسین قرار گرفت و یکی از مهمترین مهرهها در توسعه دوستانه روابط فرانسه-آمریکا بود.برای سالها مسئول ارتباط بریتانیا با کلنی ها بود، همین موضوع به او این امکان را داد که اولین شبکه ارتباط ملی را راهاندازی کند. او درزمینههای اجتماعی، مستعمرات و سیاست ایالتی در کنار ملی و بینالمللی فعال بود. از ۱۷۸۵ تا ۱۷۸۸ او به عنوان فرماندار پنسیلوانیا (به طور رسمی رییس بالاترین کمسیون اجرایی پنسیلوانیا) بود. در اواخر عمرش تمامی بردههایش را به فروش رساند و یکی از معروفترین شخصیتهای ضدبردهداری شد.
زندگی رنگارنگ او و میراث دستاورد های علمی و سیاسیش، و لقب یکی از تأثیرگذارترین پدران آمریکا، همگی خود را در گرامی داشتن یاد او در سکهها و اسکناسها؛ کشتیهای جنگی؛ اسم بسیاری شهرها، روستاها، مراکز آموزشی و شرکتها بیش از ۲۰۰ سال پس از مرگش زنده نگه داشته است.
پدر فرانکلین، جوزایا فرانکلین از پیه نهنگ صابون و شمع تولید میکرد. جوزایا اکتون، نرثهموپتونشایر، انگلستان در ۱۲ دسامبر ۱۶۵۷ به دنیا آمد.او پسر توماس فرانکلین (آهنگر و زارع) و جین وایت بود. مادرش آبیا فولگر، متولد نونتوکیت، ماساچوست در تاریخ ۱۵ اوت ۱۶۷۷ بود.
جوزایا فرانکلین هفده کودکان با دو همسر خود داشت. او با همسر اولش، آنه چایلد (Anne Child)، به تاریخ ۱۶۷۷ در اشتون ازدواج کرد و به تاریخ ۱۶۸۳ با او به بوستون مهاجرت کرد.آنها قبل از مهاجرت ۳ فرزند و بعد از آن ۴ فرزند با یکدیگر داشتند. پس از مرگ او، جوزایا با آبیا فولگر در تاریخ ۶ ژووئیه ۱۶۸۹ توسط ساموئل ویلارد در اولد سات میتینگ هواس ازدواج کرد. بنیامین، فرزند هشتم آنها، فرزند پانزدهم جوزایا فرانکلین و دهمین و آخرین فرزند پسر بود.
جوزایا فرانکلین در سال ۱۶۷۰ دین پیوریتنزم را برگزید. پیوریتنزم جنبشی اعتراضی در انگلستان بود که به پاک کردن افکار آنگلوساکسون از دین رومن کاتولیک پرداخت. پپیوریتنها این افکار را خرافات می پنداشتند. سه چیز برای پیوریتنها بسیار اهمیت داشت:هر گردهمایی توسط خود افراد مدیریت شود، وزرا جشن هایی را برگزار کنند به جای اینکه اعمال دینی را مثل گروه مردم برگزار کنند، و اینکه هر عضو این گروه خودش به تنهایی بتواند انجیل را مطالعه کنند و با توجه به نظر شخصی از راه خودشان، رابطهٔ خود را با خدا برقرار کنند. پیوریتانزیم به افراد طبقهٔ متوسط مانند پدر بنیامین فرانلکین تعلق داشت که از استقلال اراده، بحث، مطالعه و داشتن شخصیت لذت میبردند.
ریشه های دموکراسی آمریکایی را می توان در ارزش های اراده شخصی پیوریتانزم دید. این ارزشها، که به بنیامین فرانکلین و دیگر پدران آمریکا (مانند جان آدامز) انتقال پیدا کرده کرده بود، شامل اهمیت هویت شخصی و خشم در برابر حکومتهای ستمگر میشد. یک از ارزشهای مورد قبول حوزیا، اینکه فرد با کار زیاد شخصیت پیدا میکند، همین فرد صنعتگر را در برابر خدا قرار میداد. کار زیاد و برابری قیمتهای پیورتانیزم بود، که بنیامین در طول زندگی خود موعظه میکرد و در آثار او مثل ریچارد آلمناک بیچاره و زندگینامهاش متجلی است.
مادر بن فرانکلین، آبیا فولگر، در خانوادهای پیوریتن بهدنیا آمده بود و جز اولین گروه پناهندگان بود که به ماساچوست برای آزادی مذهبی آمده بودند، وقتی چارلز اول پادشاه انگلستان شروع به محاکمه پیورتنها کرد. آنها در سال ۱۶۳۵ از طریق دریا راهی بوستون شدند. پدر او "نوعی شورشی تغییر یافته بر اساس شرایط آمریکا" بود به عنوان منشی دادگاه، به خاطر نافرمانی در نوشتن جرمهای مغازهداران و خانوادههای طبقه متوسط زندانی شده بود. بن فرانکلین پا درجای پای پدربزرگش نهاد، هنگامی که به مبارزه با خانواده پن، صاحبان ثروتمند کولونی پنسیلوانیا برخاست.
دوران جوانی
بنیامین، بهعنوان دهمین پسر و پانزدهمین فرزند آقای فرانکلین، که تولیدکننده صابون و شمع بود، در شهربوستون ایالت ماساچوست زاده شد. وی از اوان کودکی با اشتیاق و علاقه، به مطالعه کتابهای علمی، مذهبی و ادبیات پرداخت و گنجینهای از دانش و معلومات کسب کرد. بنیامین مدتی در چاپخانه برادر ناتنی خود، جیمز فرانکلین، به کارآموزی پرداخت و برای اولین بار در سال ۱۷۲۲ با نام مستعار در روزنامه برادرش چهارده مقاله طنزآمیز و کوتاه منتشر کرد. آن روزنامه در همان سال بهخاطر مقاله جنجالبرانگیزی که بهچاپ رساند، توقیف و جیمز، که سردبیر آن بود، به یک ماه زندان محکوم شد. ازآنپس، بنیامین مدیریت روزنامه را برعهده گرفت و به نشر آن همت گماشت. فرانکلین در فیلادلفیا به صنعت چاپ روی آورد و کتابهای بیشماری را منتشر ساخت. فعالیتهای خستگیناپذیر او درزمینه چاپ کتاب، وی را بهعنوان ناشر صاحبنامی به اشتهار رسانید. فرانکلین در دوران زندگی به فعالیتهای اجتماعی و خدمات عمومی و امدادرسانی همت گماشت و به عضویت در این مؤسسات پذیرفته شد. او توجه خود را به خدمات شهری و رفاه عمومی، مانند نظافت خیابانها، روشنایی شهر، نظام تشکیلاتیِ مدارس، تأسیس آتشنشانی غیرانتفاعی، بیمارستان و اولین کتابخانه عاریتی که در دنیا بیهمتا بود، معطوف داشت.
اصول سیزدهگانه معرفتیِ بنیامین فرانکلین
بنیامین فرانکلین، نفْس خویش را بهمدد امساک و پرهیزگاری، که از دوران شباب بدان خو گرفتهبود، مهار کرد و به خلوص آن همت ورزید. او فهرستی شامل سیزده روش سودمند درزمینه آموزش اخلاق، که خود وی در تمام طول زندگی بدان پایبند بود، بهصورت زیر تنظیم کرد:
۱) خویشتنداری: شکم را تا مرز بلاهتِ شعور پُر مکن و تا مرز بیخودی منوش.
۲) سکوت: سخنی بران که خود یا دیگران از آن سود گیرید؛ از سخنان بیثمر پرهیز کن.
۳) نظم و انضباط: هرچیز را در جای خود قرار ده و هر کاری را به وقت خود موقوف کن.
۴) عزم و اراده: آنچه را باید بهانجام رسد، بدان همت گمار، و آنچه را بدان اراده نمودهای، بدون وقفه و خلل بهانجام رسان.
۵) قناعت: از خرج کردن برای خوشآمدِ دیگران یا خشنودی خویش بپرهیز و چیزی را ضایع مکن.
۶) سعی و کوشش: زمان را ازدست مده، هر لحظه به کاری سودمند بپرداز، کارهای باطل را از خود دور کن.
۷) راستی و درستی: از فریب بپرهیز، اندیشه را به عصمت و حقیقت آراسته دار و به سخن خویش پایبند باش.
۸) عدالت: راضی به زیان دیگران مباش، مباد که بر کسان ستمی روا داری و آنان را از خیری که بدان موظفی، بینصیب گردانی.
۹) اعتدال: از تندروی پرهیز کن؛ اهانت ناروا به دیگران، که بهگمان خویش، خود نیز درخور آن نیستی، روا مدار.
۱۰) نظافت: ناپاکی را از تن و جامه و خانه خویش بزدا.
۱۱) آسایش خیال: آرام باش و از خردهگیری بپرهیز و از وقایع عادی و حوادث اجتنابناپذیر روی درهم مکش.
۱۲) عفّت: در ارضای میل جنسی اعتدال را رعایت کن؛ تنها بهخاطر حفظ تندرستی و بقای نسل و نه تا مرز جنون و سستی، نزدیکی کن. در این راه از جرح عواطف و سلامت خود و دیگری خودداری کن و دغدغه خوشنامی خویشتن را به دل داشتهباش.
۱۳) تواضع و فروتنی: از پیشکسوتان بزرگ، مانند عیسی مسیح و سقراط تقلید کن.
فعالیتهای سیاسی و علمی
بنیامین فرانکلین در سال ۱۷۴۸ مؤسسه انتشاراتیِ خود را ترک کرد و در سال ۱۷۵۰ به عضویت پارلمان پنسیلوانیا برگزیده شد. آثار منتشرشده فرانکلین در این دوران تأثیر بسزایی در تشکیلات آموزشیِ پنسیلوانیا داشت و با انتشار کتاب پیشنهادی چند درباب آموزش و پرورش جوانان پنسیلوانیا، در احداث آکادمی فیلادلفیا، که بعدها به نام دانشگاه پنسیلوانیا خوانده شد، مفید افتاد. برنامه پیشنهادیِ فرانکلین علوم قدیمی و مسلط آن دوران را محدود و دانش جدید را شامل زبان انگلیسی، زبانهای زنده خارجی، ریاضیات و علوم طبیعی جایگزین کرد. فرانکلین در سالهای ۱۷۵۱ تا ۱۷۶۴، بهتناوب، معاونت وزارت پُست را بهعهده داشت. وی در سال ۱۷۵۲ دستگاه برقگیر را اختراع کرد. او درمجموع پانزده سال بهعنوان نماینده پنسیلوانیا، جورجیا، نیوجرسی، و ماساچوست در انگلستان اقامت گزید. بنیامین فرانکلین در یکی از سفرهای خود از انگلیس به آمریکا، در توقف کوتاهی که نصیبش شد، «انجمن فلسفی آمریکا» را تأسیس کرد. او در سال ۱۷۷۵ انگلیس را به مقصد آمریکا ترک گفت و در همان سال به عضویت کنگره آمریکا درآمد و پس از مدتی به کمیته تنظیم «بیانیه استقلال ایالات متحده آمریکا» دعوت شد. بهخاطر افکار درخشان و حس آزادیخواهی او و همچنین در پیوند با اختراع برقگیر، درباره او چنین گفتهاند:
«او برق را از پهنه آسمان و شمشیر را از دست ستمکاران برگرفت.»
فرانکلین بهاتفاق ۵۴ نفر از مقامات برجسته سیزده ایالت دیگر، بیانیه استقلال را در ۴ ژوئیه ۱۷۷۶ امضا کرد و یک سال بعد، از طرف کنگره بهعنوان نماینده سیزده ایالات مستقل آمریکا به فرانسه رفت و در آنجا بهعنوان سیاستمداری بزرگ اشتهار یافت.
آثار بنیامین فرانکلین
فرانکلین در تمام دوران زندگی به انتشار رسالات، مقالات و پند و اندرز در هر زمینه و هر مقولهای پرداخت. زندگینامه خود را، که در سال ۱۷۷۱ آغاز کردهبود، همچنان ناتمام گذاشت. او با بیشتر بزرگان عهد خویش مکاتبه داشت و نامههای بیشماری از وی بهیادگار ماندهاست.
پایان زندگی
بنیامین فرانکلین در سال ۱۷۸۶ به آمریکا بازگشت و بهعنوان ریاست عالی اجراییِ شورای پنسیلوانیا و در سال ۱۷۸۷ به مقام دبیرکل جامعه ضدبردهداری برگزیده شد.
او در ۱۷ آوریل ۱۷۹۰ در هشتادوچهارسالگی در پنسیلوانیا درگذشت. حدود ۲۰۰۰۰ نفر در مراسم خاکسپاریش شرکت داشتند. او در سال ۱۷۲۸ در حالیکه بیستودو سال بیشتر نداشت، شرحی به مضمون زیر برای مقبرهی خود نوشت:
«اینجا آرامگاه بنیامین فرانکلین ناشر است که برای تغذیهی کرمها، مانند جلدی از کتابی کهن، که نبشتههایش پراکنده و بینام و عاری از تذهیب، اما بی خللی که بر محتوای آن آید، به خاک سپردهاند. باشد تا بهباور خویش به شیوهای نو و آراسته، با ویرایش خودِ نویسنده تجدیدچاپ شود.»
البته این متن بر آرامگاه او نوشته نشد. بنیامین و دبورا فرانکلین تنها چیزی است که بر سنگ قبر او نوشته شده است
حدیث روز: جهاد با شمشیر و زبان
حدیث روز: زنان در رکاب حضرت مهدی عج
حدیث روز: دوستدار پاکی
پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله •
ئیس قوه قضاییه: *هیئت نظارت بر قانون اساسی اجازه ورود به دستگاه قضایی و دستگاههای غیر قوه مجریه را
رئیس قوه قضاییه: *هیئت نظارت بر قانون اساسی اجازه ورود به دستگاه قضایی و دستگاههای غیر قوه مجریه را ندارد *مسئولان در خدمترسانی به مردم گوی سبقت را از یکدیگر بربایند *گزارش حقوق بشری علیه ایران سرتاپا کذب و خلاف واقع است
آیتالله آملی لاریجانی رئیس قوه قضاییه مشارکت و حضور گسترده مردم در انتخابات مجلس شورای اسلامی را علیرغم تبلیغات بسیار گسترده دشمنان داخلی و خارجی کشور، مهر تایید دیگری بر انقلاب و نظام اسلامی دانست و گفت: این وظیفه تمام مسئولان است که در خدمترسانی به مردم فهیم و بصیر ایران گوی سبقت را از یکدیگر بربایند.
به گزارش اداره کل روابط عمومی و تشریفات قوه قضاییه، آیتالله آملی لاریجانی در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی با اشاره به تبلیغات وسیع دشمنان نظام اسلامی و رسانههای آنان درباره انتخابات و اعمال تحریمهایی که به اذعان خود غربیها بیسابقه بوده و نیز القای مشارکت پایین مردم در انتخابات گفت: آمریکا و همراهان اروپایی این کشور فضای بسیار سنگینی را برای به زانو درآوردن مردم ایجاد کردند و ماهها قبل از انتخابات رسانههای غربی تلاش کردند که به همراه برخی معاندان داخلی نظام و ضد انقلاب خارجنشین اینگونه القا کنند که مشارکت مردم پایین و کمرنگ خواهد بود و اگر مشارکت بالای 50 درصد شود، حتما تقلب شده است! اما با این حال مردم فهیم و بصیر ما یک بار دیگر با رای بالای خود به نظام رئیس قوه قضاییه توجه مردم ایران به نظام اسلامی خود را برخلاف مردم کشورهای غربی فراتر از توجهات و مقولات مادی و " نان و آب " دانست و افزود: مردم عزیز و بصیر ایران علیرغم تمام مشکلات و کاستیهایی که دارند نگاهشان به نظام اسلامی مبتنی بر ارزشهای ایمانی، اسلامی و انسانی است و در این انتخابات نیز باردیگر چهره و باطن اسلامی و ایمانی خود را به نمایش گذاشتند و به دنیا پیام دادند که با عزم و همت و اراده قوی پشتیبان نظام هستند و در مقابل مسئولان هم باید برای کاهش مشکلات مردم همت و تلاش کنند.
آیتالله آملی لاریجانی از تمام مسئولان قضایی نیز خواست به نوبه خود در رفع مشکلات مردم در مراجعه به محاکم قضایی تلاش کنند.
رئیس قوه قضاییه یکی از مهمترین پیامهای انتخابات و رای بالای مردم را " تایید نظام اسلامی " اعلام کرد و از تمام گروهها و رسانهها خواست فهم و بصیرت مردم و رای بالای قشرهای مختلف به نظام اسلامی را به نفع خود مصادره نکنند و بدانند که اگر فهم و درک درستی از رای مردم نداشتند اینک وقت آن است که به فهم درستی از مشارکت و حمایت همهجانبه مردم از نظام اسلامی دست یابند و واقعیتها را ببینند.
آیتالله آملی لاریجانی در ادامه به گزارش منتشر شده گزارشگر ویژه حقوق بشر درباره ایران اشاره کرد و با " سرتاپا کذب و خلاف واقع خواندن " این گزارش اظهار داشت: متاسفانه حقوق بشر ابزاری در دست غربیها و بویژه آمریکا برای تحت فشار قرار دادن کشورهای مستقل است و در حالی که اسرائیل با تمام جنایتهایش مورد حمایت همهجانبه آمریکا و کشورهای اروپایی است و نیز جنایتهای آمریکا در افغانستان و عراق و سایر کشورها را همگان هر روز دیدهاند و اینک هم میبینند که چگونه یک سرباز آمریکایی براحتی 16 نفر را در افغانستان به خاک و خون میکشد و یا به کاروانهای عروسی مردم حمله میکنند و یا قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان را به آتش میکشند، با اینحال ادعاهای حقوق بشری آنها تنها برای کشورهای مستقل و کشورهایی مانند ایران است که براساس اصول و ارزشها و قوانین خود عمل میکنند و تن به اعمال قدرت و ظلم غربیها نمیدهند.
رئیس قوه قضاییه اشاره گزارشگر ویژه حقوق بشر درباره رسیدگی نکردن به تمامی پرونده کهریزک را دروغی آشکار برشمرد و گفت: در گزارش آمده است که قاضی متهم در این پرونده مصون از رسیدگی است در حالی که همگان میدانند که این فرد معلق است و میدانند که امور رسیدگی به پروندهها در قوهقضاییه شفاف و مشخص بوده و نتایج برحسب قانون تاکنون اعلام شده است.
آیتالله آملی لاریجانی به انتقاد و ایراد این گزارش به برخی از مواد قانون مجازات اسلامی نیز اشاره و تصریح کرد: در یکی از این ایرادها آمده است که چرا و به چه مبنایی توهینکنندگان به انبیای الهی و ائمه باید مجازات شوند و به زندان بروند این در حالی است که در غرب اگر کسی هولوکاست را انکار کند براحتی به زندان میافتد و آنگاه درباره مجازات توهین به پیامبر اسلام و حضرت مسیح و سایر پیامبران و ائمهاطهار (ع) اینگونه موضعگیری کرده و آن را زیر سوال میبرند.
رئیس قوه قضاییه تصریح گزارشگر ویژه حقوق بشر به تقلب در انتخابات سال 88 را دروغ و اجحاف دیگری برشمرد که اعتبار و بیطرفی این گزارشگر را زیر سوال میبرد.
آیتالله آملی لاریجانی تاکید کرد: انتخابات سال 88 با شکوه هرچه تمامتر و با مشارکت بیسابقه بالای 80 درصد مردم برگزار شد و حتی خود نمایندگان کاندیداها در جلسهای که به منظور بررسی ادعاهای آنان پس از انتخابات برگزار شد اذعان کردند که اشکالی در حین شمارش و شعب اخذ رای و داخل صندوقها نبوده ولی مشکل ما با مقدمات برگزاری انتخابات است! حال گزارشگر ویژه که باید بیطرف باشد، حسب گزارشها و ادعاهای افراد ضدانقلاب ادعای تقلب در انتخابات را مطرح کرده است.
رئیس قوه قضاییه گزارش حقوق بشری علیه ایران را " نمونه دیگری از افتضاح ادعاهای حقوق بشری غرب " اعلام کرد و گفت: اوضاع حقوق بشری غرب بهقدری تنزل کرده که اینک تقریبا تمام مردم کشورهای دنیا میدانند که غربیها در ادعاهای حقوق بشری خود صادق نیستند وگرنه هرگز در برابر کشتار مردم بحرین سکوت نمیکردند و یا خود در افغانستان و سایر کشورها اینگونه دست به جنایت نمیزدند.
آیتالله آملی لاریجانی فعالیت ستاد حقوق بشر قوه قضاییه و انتشار دیدگاههای حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران را مناسب توصیف کرد و گفت: به هر حال کشورهای غربی متوجه شدهاند که مردم ما و نظام اسلامی ما تسلیم حرف زور نخواهند شد و به دروغهای آشکار آنان علیه ایران واقف هستند.
رئیس قوه قضاییه در ادامه سخنان خود به تشکیل هیئت نظارت بر اجرای قانون اساسی اشاره کرد و افزود: بحث تشکیل هیئت نظارت بر اجرای قانون اساسی بحث پرسابقهای در نظام جمهوری اسلامی ایران است و روسای جمهور سابق نیز گاهی به دنبال توسعه اصل 113 قانون اساسی بودهاند، اما این مسئله با توجه به بحث نظارت و پایش این هیئت درخصوص تمام دستگاهها بحث درست و قابل قبولی نیست چرا که قانون اساسی به اصل تفکیک قوا نظر دارد و هیئت نظارت بر قانون اساسی آنگونه که بخواهد بر تمام دستگاهها نظارت کند، خلاف قانون اساسی است.
آیتالله آملی لاریجانی تاکید کرد: قوه قضاییه اجازه ورود بازرسان و اعضای این هیئت به دستگاه قضایی را نخواهد داد.
رئیس قوه قضاییه افزود: نفس تشکیل این هیئت اگر جنبه مشورتي داشته باشد اشکالی ندارد اما این طور نیست که این هیئت بتواند بر کار دستگاههای دیگر ورود کند و اکیدا اعلام میکنیم ما در قوه قضاییه اجازه چنین کاری را به آنها نخواهیم داد. اينکه در قانون اساسی آمده است که رئیسجمهور مسئول اجرای قانون اساسی است بايد با ديگر اصول قانون اساسي و در کنار هم، فهم شود و لذا شوراي نگهبان مکرراً در پاسخ رؤساي جمهور مختلف گفته است معناي اصل 113 اين است که اگر اصلی یا اصولی از قانون اساسی تا به حال اجرا نشده و زمین مانده یا اجرای آن کاملا تعطیل شده باید صرفا به مسئولان مربوطه اعلام کند و همانگونه که بارها شورای نگهبان در دوران روسای جمهور قبلی نیز تذکر داده، اصل 113 قانون اساسی ربطی به اجرا یا عدم اجرای قوانین عادی کشور در نقطهاي خاص ندارد. بعلاوه بايد توجه کرد که در اصل 113 صحبتي از نظارت به ميان نيامده است بلکه مسئوليت اجراي قانون اساسي به عهده رئيسجمهور گذاشته شده و اگر بنا باشد مسئوليت اجرا را به آن نحو که آقاي رئيسجمهور تفسير ميکند، بفهميم، بايد گفت بنابراين کل اجراي قوانين در کشور با ايشان است که امري است غيرمنطقي و غيرقابل قبول.
آیتالله آملی لاریجانی با اشاره به اینکه بحث فنی و دقیقتر راجع به اصل 113 قانون اساسی و عدم قانوني بودن تشکیل هیئت نظارت بر قانون اساسی نیازمند فرصت مناسب دیگری است، تاکید کرد: در کنار اصل 113 باید بقیه اصول قانون اساسی نیز ملاحظه شود و اینطور نباشد که تنها به اصل 113 بپردازیم و اینگونه القا کنیم که گویی رئیسجمهور مسئول اجراي تمام امور و تمام دستگاههای کشور است!
رئیس قوه قضاییه افزود: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال 1368 بازنگری شد اما قبل از آن قانون به گونهای بود که قوه مجریه و رئیسجمهور به نوعی بالاتر از دیگر قوا بود، اما در حال حاضر و برحسب بحث تفکیک قوا طرح مسئله پایش و مراجعه و رسیدگی به امور دستگاههای مختلف به عنوان انجام وظایف هیئت نظارت بر قانون اساسی ورود به حیطه قوای دیگر است و مسئولان عالی نظام نیز با آن مخالفند.
آیتالله آملی لاریجانی تاکید کرد: قرار بود شورای نگهبان در این مسئله نظر بدهد و راهحل پیدا بشود اما متاسفانه مسئله به این صورت مطرح شد و ما امیدواریم که وظیفه این هیئت به وظایف مشورتی اصلاح شود تا مشکلی پیش نیاید.
رئیس قوه قضاییه در پایان سخنان خود به تشریح فعالیتهای قوه قضاییه در سال 1390 پرداخت و با تقدیر از زحمات مسئولان قضایی و قضات و کارکنان قوه قضاییه " مقابله با مفاسد اقتصادی و اجتماعی " را رویکرد اصلی دستگاه قضایی در این سال اعلام کرد و گفت: مقابله با مفاسد اجتماعی و اقتصادی در سال 1391 نیز با قوت و با شدت بیشتری ادامه مییابد.
آیتالله آملی لاریجانی برگزاری دادگاه فساد بزرگ مالی علیرغم شیطنتهای رسانهای مبنی بر عدم رسیدگی به این پرونده و نیز مقابله جدی، سریع و قانونی با مفاسد بزرگ و خشن از جمله قتل، تجاوز به عنف، زورگیری و مواد مخدر را از مصداقهای بارز عملکرد قوه قضاییه در سال 90 درخصوص مبارزه با مفاسد برشمرد و گفت براساس اعلام مسئولان نیروی انتظامی جرایم خشن و بزرگ تا 80 درصد کاهش یافته است.
رئیس قوه قضاییه با اعلام اینکه " از مشکلات و کاستیهای قوه قضاییه آگاهی داشته و آن را میبینیم " افزود: تمام تلاش ما این است که باوجود تمام مشکلات و کمبودهای مادی و نیروی انسانی، نواقص را رفع و ارائه خدمت به مردم و مراجعان به قوه قضاییه را تسهیل کنیم و در این راه سعی میکنیم با گسترش فعالیتهای IT در قوه قضاییه روند پیگیری در رسیدگی به پروندهها نیز آسانتر شود.
آیتالله آملی لاریجانی در پایان ضمن تقدیر از حمایتهای مقام معظم رهبری، از همکاری سایر قوا با قوهقضاییه نیز تشکر کرد.
در این جلسه اشکالات اجرای احکام کیفری مورد بحث و بررسی مسئولان عالی قضایی قرار گرفت و ادامه آن به جلسه بعد موکول شد.
کد:111
منبع : پرتال قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
چهارشنبه 24 اسفند 1390 - 12:12:12 ب.ظ
درباره مسئولیت قوه قضائيه در قبال روزنامه ايران
درباره مسئولیت قوه قضائيه در قبال روزنامه ايران
دکتر عماد افروغ/ من در دوره اصلاحات، با توجه به هماهنگی قوه مقننه با قوه مجریه كه آن زمان رخ داد بروز ديكتاتوري جديد را هشدار دادم. در حال حاضر نيز ناقوس ديكتاتوري در كشور را قوه مجريه با صدای پر طنین در آورده است، بنابراین نبايد به اين اتفاقات نگاهي جزئينگر داشت چراکه آنها حلقه هایی از زنجيره ای به نام ديكتاتوري محسوب می شوند.
دکتر عماد افروغ: قوه قضائيه باید مقتدرانه كار خود را در قبال روزنامه ايران انجام ميداد تا سلامت و امنيت نظام جمهوري اسلامي و حقوق شهروندي جامعه تامين شود.
اگر خوانندگان به خاطر داشته باشند من در دوره اصلاحات، با توجه به هماهنگی قوه مقننه با قوه مجریه كه آن زمان رخ داد بروز ديكتاتوري جديد را هشدار دادم. در حال حاضر نيز ناقوس ديكتاتوري در كشور را قوه مجريه به صدای پر طنین در آورده است، بنابراین نبايد به اين اتفاقات نگاهي جزئينگر داشت چرا که آنها حلقه هایی از زنجيره ای به نام ديكتاتوري محسوب می شوند.
ديكتاتوري می تواند در هر شکلی از حکومت اعم از اقتدارگرا، دموكراتيك و حتی مردم سالاري ديني رخ دهد، يکي از نشانه های ديكتاتوري در عصر حاضر بيتوجهي به تفكيك قوا و به تعبير قانون اساسي استقلال قواست. با توجه به اتفاقات زنجیره ای اخیر همه باید نگران كليت نظام جمهوري اسلامي و مفاد و محتواي آن كه برخاسته از انقلاب اسلامي است، باشند. قوه قضائيه حكمي را در بازداشت فردي وابسته به دولت صادر مي كند و براي بازداشت اين فرد نيز اقدام ميكند، با چه مجوزی يك مقام دولتي در اين زمينه دخالت كرده و مانع اجرای حکم می شود؟
اين در واقع آغازگر ديكتاتوري علنی در كشور است، و اگر زمانی تنها گوش هایی معدود آن را می شنیدند، هم اکنون تنها گوش هایی معدود آن را نمی شنوند. و تاریخ نیز گواهی می دهد که همواره ديكتاتوري از قوه مجريه آغاز شده است.
واضح است ایجاد مانع و جلوگيري از حکم قضایی، دخالت در كار قوه قضائيه است.بنابراین قوه قضائيه باید مقتدرانه كار خود را انجام ميداد تا سلامت و امنيت نظام جمهوري اسلامي و حقوق شهروندي جامعه تامين و تثبیت شود.
ازاین حیث دخالت دولت در جلوگيري از حكم قوه قضائيه مردود است. اما در صورت وقوع این امر جامعه چه برداشتي از اين دخالت خواهد داشت؟ آیا جامعه حق ندارد داوری کند که بر خلاف اصل قانون اساسی و عدالت كيفري، همه در برابر قانون برابر نیستند! پس قوه قضائيه اگر مي خواهد جايگاه خود را حفظ كند نبايد در برابر اين فشار ها كوتاه بیاید و بايد كار خود را مقتدرانه انجام دهد.
در این میان اما باید گفت برخی مصلحت انديشيها در برخورد با اطرافيان دولت اساسا موضوعیت ندارد .مصلحتانديشي جايگاه و تعريف خاص خودش رادارد و نبايد قوه قضائيه با مصلحتانديشي از جرائم چشم پوشي کند چرا که این امر موجب نگراني در جامعه خواهد شد.
ما در چند ماهه اخير با برخی فاصلهگيريها و بی مهری ها نسبت به حقوق ملت مواجه بوده ایم کوتاهی قوه قضائیه در برخورد با اتهامات مقامات دولتی و نپرداختن به اتهامات وقایع قبل، حین و بعد از انتخابات از جمله این بی مهری هاست.
از سوی دیگر، قوه مقننه به جاي طرح سئوال از رئيس جمهور، استعفاي يكي از نمايندگان را در دستور كار خود قرار مي دهد و در نهايت بيتوجهي به رابطه قدرت ـ مسئوليت و بي توجهي به انتظارات مردم و بر حسب لابيهاي ناموجه راي اعتماد به وزير اقتصادی می دهد که خود مذعن و معترف به قصور است. مگر ميشود با كسي كه مسئوليت كوتاهي در اختلاس 3 هزار ميلياردی را بر عهده گرفته بيتوجه بود.
برخي مواقع قبل از اينكه مراحل قانوني طي شود و جرم كسي به اثبات برسد از افراد اسم مي برند، اين افراد مدام با بیان "بگم بگم" بدون اينكه مراحل قانوني طي شود افراد را متهم می کنند، اما در مواقعی که حکم قضایی مشخص و متعین است به دلیل منافع خود واسطهگري مي كنند و با اين كار وظایف قوه قضائيه را تحت الشعاع قرار ميدهند.
مطبوعات، رسانهها و خبرگزاريها به عنوان ركن چهارم دموكراسي در كشور نبايد در قبال اين موارد كوتاه بيايند، رسانهها در قبال استفساريه تبصره 3 عملكرد و حساسیت خوبي از خود نشان دادند و البته اين حساسيت بايد در همه زمينه ها و به صورت مستمر مشاهده شود. سكوت در برابر اينگونه اتفاقات عواقب خوبي براي جامعه نخواهد داشت و اين اقدامات به كليت و اعتبار نظام لطمه وارد ميكند.
در پایان تاکید می کنم سلامت يك نظام در گرو اقتدار قوه قضائيه است، اگر روزنامه ای به دلیل پوشش دادن به یک مصاحبه تعطیل می شود، چرا سیاق همین حکم در مورد فرد مصاحبه شونده اعمال نمی شود؟
منبع : فردا نیوز
کد خبر: ۱۷۲۷۲۰
تاریخ انتشار: ۰۶ آذر ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۵
حدیث روز: معیار خشم و خشنودی خداوند
بازتاب پیام نوروزی مقام معظم رهبری در رسانههای بینالمللی
این خبرگزاری نوشت که ایرانیان سال نوی میلادی را با سخنان رهبرشان درباره تقویت اقتصاد آغاز کردند.
خبرگزاری فرانسه نوشت که تلویزیون ایران در آغاز سال نوی میلادی شلیک از ناو جماران و سخنرانی رهبر ایران را نشان داد تا بر بی اعتنایی این کشور بر فشارهای غرب برای توقف برنامه هستهایش تاکید دارد.
این خبرگزاری اضافه کرد که رهبر ایران در پیام نوروزی خود گفت: اگر ایران اقتصاد خود را تقویت کند، تلاشهای دشمن علیه ما ناکام خواهد ماند.
خبرگزاری فرانسه افزود که رهبر ایران به پیشرفتهای هسته ای ایران طی 12 ماه گذشته و همچنین حوادث گوناگون در خاورمیانه و سقوط دیکتاتورهای عرب و افزایش قدرت دولتهای اسلامی اشاره کرد.
این خبرگزاری غربی در ادامه گزارش خود نوشت در حالی که مقامات ایران اعلام کردهاند که تحریمهای اخیر غرب علیه ایران آسیبهایی را به این کشور وارد کرده است اما همچنان به مقاومت متعهد هستند و تاکید دارند که فشارها باعث نمی شودکه از فعالیتهای هستهایشان کوتاه بیایند.
یام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز به کار هشتمین دوره ی مجلس شورای اسلامی
پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت آغاز به کار هشتمین دوره ی مجلس شورای اسلامی
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
اکنون
که هشتمین دورهی مجلس شورای اسلامی آغاز میشود و با یاری خداوند توانا، حلقهی
دیگری از زنجیرهی بیگسستِ این نماد مردمسالاری دینی، شکل میگیرد، پیشانی سپاس
بر درگاه احدیت فرو میسایم. و با دلی لبالب از قدرشناسی و امید، به ملت ایران درود
میفرستم. این، سند افتخاری است که همهی مؤمنان به اسلام و دلبستگان به ایران باید
آن را عطیهئی الهی بدانیم و قدرشناسانه از آن پاسداری کنیم.
در
میانهی امواج طوفانیِ دنیائی که در آن، افزونطلبان سلطهگر با سیطرهی متعرضانهی
خود استقلال و هویت ملتها را نشانه گرفته و تا توانستهاند عرصه را بر عزم ملی
آنان تنگتر کردهاند، ملت ایران با ارادهئی راسخ بر ترفندهای پیچیدهی دشمنان
فائق آمده و در راه عزت و آزادگی به رهنمائی اسلام و قرآن، گردنههای دشوار را یکی
پس از دیگری پشت سر میگذارد. مجلس مؤمن و مستقل و شجاع و مدبّر، نماد پایداری و
ثبات الگوئی از مردمسالاری است که انقلاب اسلامی در برابر چشم جهانیان قرار داد و
ملت بزرگ ایران با اتکال به خدا و با عزم راسخ خود آن را ماندگار کرد.
اینجانب
وظیفهی خود میدانم که از ملت عزیز که عرصهی این آزمون ملی را با جدّ و نشاط خود
انباشت و بار دیگر آگاهی و بیداری خود را به رخ دشمنان کشید، با همهی وجود،
سپاسگزاری کنم. و نیز لازم میدانم از مسئولان و دستاندرکاران انتخابات در وزارت
کشور و شورای محترم نگهبان که بار سنگین انتخابات را با صبوری و مسئولیتشناسی به
سرمنزل رساندند، و از دستگاههای کمککننده بویژه رسانهی ملی و مأموران نظم و
امنیت، و از گروهها و جریانها و چهرههای دینی و سیاسی که با حضور و تلاش خود بر
شور و شوق همگانی افزودند، و از همهی کسانی که با سخن و رفتار و منش خود به
برگزاری این حماسهی بزرگ کمک رساندند، قدردانی و تشکر کنم.
همچنین
لازم است که به اقتضای قدرشناسی و انصاف، از عموم نمایندگان مجلس هفتم بویژه از
رئیس فرزانه و پرتلاش و بُردبار مجلس جناب آقای دکتر حدادعادل و هیئت رئیسه محترم
آن تشکر کنم.
مجلس
هفتم با رویکرد ارزشی و شجاعانهی خود در مسائل جهانی و ملی، و با دفاع از حقوق
ملت در برابر بیگانگان، و با تلاش در راه رفع مشکلات مردم و با حرمت نهادن به آرامش
فضای سیاسی و پرهیز از آشفتهسازی و جنجالآفرینی، کارنامهی تحسینبرانگیزی به
جای گذاشت.
اکنون
مجلس هشتم با رأی قاطع و پرمعنای ملت در انتخاباتی رقابتی و پرمشارکت و قانونمند،
شکل یافته است. نمـایندگانی که توفیق آن یافتـهاند که مـورد اعتـماد مـردم
قرارگرفته به جایگاه والای مجلس راه یابند به یاد داشته باشند که در یکصد سال اخیر،
همواره تشکیل مجلسی که با مشارکت مردم پدید آید و قانونمند شدن مدیریتها و نظارتپذیری
مدیران و تحققبخشیدن به هدفها و ضوابط مبارک اسلام را در قالب قوانین رسا و شفاف
تضمین کند، در صدر خواستههای ملت ایران و رهبران دینی و ملی در مبارزات پرهزینهی
آنان قرار داشته است و برای تحقق مجلسی که عقل اجتماعی و روح مشورت را در راه
پیشرفت کشور و سامانبخشیدن به مصالح ملت و تعالی اسلامی به کار گیرد، جانهای پاک
بسیاری فدا شده و خونهای شریفی بر زمین ریخته است.
امروز
ما مدیون همهی آن انسانهای بزرگ از شیخ فضلالله و بهبهانی و مدرس تا شهدای انقلاب
در سیسال اخیر و شهیدان مجلس شورای اسلامی میباشیم. تکلیف حقوقی و اخلاقیِ سنگینی
بر ذمهی یکایک نمایندگان محترم قرار دارد و این امانت شرعی که از امروز تا چهار
سال بر عهدهی شما معتَمدان ملت است، میتواند فرصت تاریخی و باشکوهی در تاریخ حیات
سیاسی ایران عزیز باشد.
بر
این پایه، نکاتی یادآوری میگردد:
1ـ شکر نعمت نمایندگی در آن است که قدر آن دانسته شود و نماینده در همهی
این دوران، همهی توان و ظرفیت خود را در خدمت آن قرار دهد. سرگرم شدن به هر کاری
که در این وظیفه خلل وارد آورد، ناروا و ناسپاسی است. حضور کامل در همهی جلسات
عام و خاص مجلس، لازمهی حتمی این وظیفهگزاری است.
2ـ شما نمایندگان ملتی مؤمن و شجاع و با ارادهاید. این ملت با این
ویژگیها توانسته است از گردنههای دشوار عبور کند و بسی موانع طبیعی یا ساختهی
دشمن را پشت سر گذارد. اندیشه و عمل شما باید در همین جهت به کار افتد. دشمنان پرکینه
و زیادهطلب، اکنون در چندین جبهه از ملت ایران شکست خوردهاند و ملت ایران بر
ثبات و اقتدار و استقلال خود در برابر آنان افزوده است. امروز آنان خود به این
حقیقت معترفند. شما باید در کنار دولت انقلابی و مؤمن، پیشاهنگ این حرکت شجاعانه
و مدبرانه باشید؛ دنیا از همهی شما سخن واحدی بشنود و تبلور عزم ملی را در حرف و
عمل شما ببیند.
3ـ آغاز این مجلس با ورود در دههی چهارم انقلاب همزمان شده است. در این
دهه، گفتمان اصلیِ انقلاب، پیشرفت و عدالت است؛ پیشرفت در همهی ابعاد علمی و
اقتصادی و اخلاقی و فرهنگی، و عدالت همهجانبه در توزیع فرصتها و امکانات مادی و
معنوی. عنصر پیشرفت، باید نگاه ما را به استعدادهای بیشمار پراکنده در میان ملت،
معطوف سازد و ظرفیتهای تولید و خلاقیت و درخشش توانائیهای گوناگون در همهی زمینهها
را در نگاه ما برجسته کند. و عنصر عدالت باید نابرخورداران از فرصتها و توانائیهای
کشور را، از این مواهب الهی و عمومی برخوردار سازد. مجلس که پدیدآورندهی نرمافزار
اصلی حرکت کشور است باید لحظهئی از این تکلیف غفلت نورزد.
4ـ نمایندهی ملت از جنس ملت است. شما نه از قصرهای رفیع و خاندانهای
اشرافی، که از متن مردم، از مدرسه و حوزه و دانشگاه، و از میدانهای کار به مجلس
گسیل شدهاید. این رابطه و این منش را پاس
بدارید و برای خود نگاه دارید. خوی اشرافی و گرایش به اسراف و طعمه انگاشتن این
مسئولیت، بلای بزرگی است که گاه مردمِ سابقاً نجیب و پارسا هم ممکن است نتوانند
خود را از آن برحذر بدارند. همه باید بشدّت مراقب خویش باشیم و دورهی مسئولیت
خود را، حسنهئی ماندگار، و نه سیئهئی دامنگیر، بسازیم. در این
کار دشوار کمک خواستن متضرعانه از خداوند رحیم و قدیر، و مراقبت از خود، بزرگترین
کمککار تواند بود.
5ـ هنر قانوننویسی و قانونگذاری، از برترینهای نمایندگی است. قانون
باید کارآمد، روان، شفاف، روزآمد و با این حال با نگاه بلندمدت،دارای گسترهئی
هرچه پهناورتر و قابل ماندگاری، و یکسره معطوف به نیازهای مردم و منافع عمومی
باشد. نگرش جزئی، بخشی، شخصی و یا خدای نخواسته با نگاه لجاجتآمیز در قانونگذاری،
بیسود و احیاناً زیانبار است. اولویتها باید ترجیح یابد، تناقض و تکرار در قوانین
باید ریشهکن شود، و از خرد جمعی و کارشناسی در تدوین قوانین بیشترین بهره گرفته
شود.
6ـ دو عنصر نظارت و همکاری صمیمانه، در تعامل با قوای دیگر، باید دو
بخش تفکیکناپذیر باشند. مسئولیت نظارتی مجلس هرگز نباید به دست اهمال سپرده شود،
اما هرگز هم نباید نظارت مجلس به معنای رقابت با دولت و نشنیدن نیازها و ضرورتها و
تنگناهای آن شمرده شود. محور کار و عمل در کشور و نماد داخلی و خارجی نظام جمهوری اسلامی،
عمدتاً قوهی مجریه است. همه باید به آن کمک کنند و هرگاه دولتی بانشاط بیشتر و
همت بالاتر و ارزشگرائی قویتر در صحنه است، این کمک باید مضاعف گردد. متقابلاً دولت باید مجلس قانونگذاری را راهنمای عمل خود
بداند و به قوانین مجلس، یکسره پایبند باشد و از آن تخلف نکند. بر سر دوراهیهای
اختلافنظر، کارشناسانی از دوطرف، گره را بگشایند و راه درست را پیش پای هر دو طرف
باز کنند. اکنون که بحمدالله دولت و مجلس را مردمی مؤمن و انقلابی و وفادار به
ارزشها و اصول اسلامی، انباشتهاند باید این تعامل برادرانه با رعایت حقوق قانونی
از هر دو سو، بیش از همیشه دیده شود.
عزیزان
من! دوران نمایندگی کوتاه، و مسئولیت شما سنگین، و هر فعل و ترک و گفت و سکوت شما
در دیوان الهی ثبت و ماندگار است. سوگندنامه را که باید با نیت و جِدّ خوانده شود،
همواره در یاد نگهدارید و خود را با آن تطبیق کنید، بدین ترتیب حسنهی ماندگاری از
خود بر صحیفهی الهی باقی خواهید گذارد.
سخن
را با سلام بر پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلّم و دیگر پیامبران و بر امامان
معصوم علیهمالسلام بویژه بر حضرت مهدی ارواحنافداه، و نیز به ارواح طیبهی شهیدان
و به روح مطهّر امام شهیدان به پایان میبرم و توفیق و کمک خداوند را برای شما
مسألت میکنم.
منبع:leader.ir
حدیث روز: دوست مردم
حدیث روز: تربیت بی اثر
حدیث روز: پر ارزش ترين و كم ارزش ترين مردم
نیایش بمناسبت آغاز بهار طبیعت
نیایش بمناسبت آغاز بهار طبیعت
یا مقلب القلوبای طبیب دل ها، ای انیس قلب های پاک و ای روشنی بخش خانه دل! قلب های ما جایگه مهر توست. لطف تو، ابرهای تیره و تار را از آسمان دل هایمان می زداید و خورشید نورانی ایمان را در بلندای قلبمان نور افشانی می کند. ای گرداننده قلب ها! به دگرگونی آسمانی و زمین سوگند، که دل های ما را از خزان و تیرگی رها سازی و به شکوفایی و رویشی سبز بنوازی.
زمزمه سپاس
خدایا، بارالها! بهار ارمغانی از مهر توست. سبزی و طراوت بهار، بوی لطف و رحمت تو را می دهد. هر جوانه ای بر درخت، سپاس و ستایش تو را زمزمه می کند. شکوفه، آینه دار جمال توست. در ذره ذره هوای بهار، گواراییِ حضورت جریان دارد. بهار می رسد و دل شیفته مرا لبریز از سپاس و ستایش تو می سازد. بزرگ خالقا، مهربان آفریدگارا! سپاسم را بپذیر. ستایشم را در نگر و دلم را بهاری گردان.
بهار درون
الهی، ابرهای تیره و تار گناه را از آسمان دلم بزدای و خورشید نور افشان و بهاری ایمان را در دلم بیفروز. رحیما، از سردی جهل و سستی رهایم ساز و به گرمای معرفت و یقین، دلم را بنواز. لطیفا ! از خواب و خمودی غفلت بیدارم کن و جوانه های هشیاری را بر شاخسار درونم شکوفا ساز. مهربان خدایا! خزان و خواری را از من دور دار و همواره بهاری و سبزم بخواه؛ که تو مهربانی و بر همه چیز توانایی.
سرچشمه خوبی ها
خداوندا، زیبایی از توست. خوبی از تو سرچشمه می گیرد. نکویی ها همه بوی تو را می دهند. ای آفریننده زیبایی های خلقت و ای خالق بهار سبز پر طراوت! دلم را آینه جمال خود دار. از آسمان بی کرانه صفات نیکویت، باران نکویی، بر درونم ببار و مرا در شمار خوبان و نکویانم قرار ده، یا جمیل!
رویشی دوباره
روز می آید و شب می رود، خزان می آید و بهار در پی خزان؛ جسم مرا نیز خزانی هست و در پس این خزان، رویشی دوباره خواهم داشت. حکیما، ای مدبّر آسمان و زمین و ای گرداننده گردونه خلقت! مرا در رویش دوباره ام، بهاری کن و در بیداری ام پس از خواب مرگ، سربلند و رستگارم دار.
روزهای برکت
مهربان آفریدگارا، لطیفا! امروز برکت از آسمان و زمین می بارد. همه جا لطف و مهر تو جاری است. بارالها، در این روزهای مبارک و میمون، برکت و رحمتت را بر امت رسولت ـ [ صلی الله علیه و آله ] ـ فرو آر. آن چه را به ایشان می بخشایی، فزونی بخش. در روزی ای که به ایشان عطا می کنی، گشایش روا دار. سایه یاری و حمایتت را از سرشان دور مدار و نیازشان را برآور. ای پرشکوه و ای بزرگوار، یا ذی الجلال و الاکرام!
بالنده و سبز
رحیما، بزرگ خالقا، چه بسیار بهار سبز و شکوفا که بر من گذر کرد و مرا هشیار نساخت چه بسیار نوشیدن ها که گذر عمر را به یادم نیاورد. چه بسیار دوباره روییدن ها و بیدارهای پس از خواب زمستانی که از خواب غفلت بیدارم نکرد و زندگی پس از مرگم را پیش چشمم به تصویر نیاورد. بارالها، مهربان خدایا! در این نوروز خجسته و در این بهار بالنده، دلم را از یاد آخرت لبریز کن و هشیارم ساز، آن گونه که در روییدن دوباره ام در پس مرگ، بالنده و سبز و سربلند برخیزم.
ناتوان در سپاس تو
آفریدگارا، بهار می آید و نوای زیباییِ خلقتِ تو و شکوهمندیِ آفرینشت، جهان را در بر می گیرد. چشمه، آواز ستایش تو را بلند می کند. سبزه، سرسپاس به درگاه تو می ساید و گل به تحسین و تبارک تو سربلند می کند و من لبریز از لطف بی پایان و گرم بی کران تو غرق در نعمت های بی پایانت، به مهر تو می اندیشم. یا جمیل و یا لطیف، سُبحانَکَ سُبحانَک، سپاس و ستایش فقط از آنِ توست، از آنِ تو که جز تو معبودی نیست.
بهار موعود
خدای مهربان من، ای مهر تو جاری در سینه ام! اینک بهار با همه طراوتش، با همه زیبایی و صفایش به خانه هایمان سرکشیده و پاکی، نشاط و زندگی، در گوشه گوشه خانه هایمان فرو می بارد، امّا خانه دلهایمان، ای انیس دل های شکسته، در فراق بهار سبز حقیقت، بهار موعود تو، سبزترین بهارِ خِلقت تنگ و غم ناک است. ما در آرزوی آن موعود که از راه می رسد و خزان غم گرفته سینه هایمان را بهاری می کند، دست به سوی تو دراز می کنیم و تو را می خوانیم. ای مهربان و یا رحمان و یا رحیم! بهار موعود خِلقت، حقیقی ترین بهار عالم، حضرت مهدی ـ [عجل اللّه تعالی فرجه الشریف] ـ را مژده ظهور ده تا در حضور سبز و پرطراوتش از بوی بهشت لبریز شویم و پا در وادی سبز رحمت و سعادت نهیم.
دعای گاه سفر
خدایا، راه سفر در پیش گرفته ام و از تو می خواهم سفرم را از خیر و نیکی سرشار کنی. راه ها را بر من روشن دار. عزمم را پایداری بخش و لحظاتم را به سلامت و تندرستی فراگیر. از بهترین بهره ها و هدیه ها عطایم کن و به نکویی در حصار حفظ و حراست خود درامانم دار. رنج سفر را از من دور دار و سختی آن را بر من هموار ساز. الهی، در این سفر سلامت و عافیت را همراهم قرار ده و برکت و فزونی را جلو دارم ساز و آسانی و کام یابی را هم نشینم کن، که همه چیز در دست قدرت توست، و تو بر همگان بینا و آگاهی.
هدایت به راه راست
چه بسیار گام هایی که لحظه لحظه همراه با زمان برداشته و رو به بیراهه نهاده ام. چه بسیار جادّه های خطا که پیموده و چه بسیار کج راهه ها که پشت سر گذاشته ام. مرور لحظه های از دست رفته، سخت شرمسارم می دارد و از حسرت لبریزم می کند. اینک، ای مهربان، ای بخشنده، ای بزرگ! تو دستم بگیر تا خطا نروم. تو هدایتم کن تا به بیراهه پا مگذارم. تو به راه راست هدایتم فرما و یاریم برسان تا در راهی که تو می نمایی، قدم نهم و از آن سرمپیچم؛ که جز به نور هدایت تو و یاری و مددت، به رستگاری، راه نخواهم یافت.
استواری در راه
حکیما، عزیزا و ای بزرگ ترین بزرگواران! در مسیر پرپیچ و خم هستی، راه و بیراهه را گم کرده ام. بارها و بارها، بیراهه را راه انگاشته و در آن قدم نهاده ام، ولی پشیمان و گم کرده راه، بازگشته ام. بارها و بارها اسب سرکش نفس را در دیار هلاکت بار عصیان تازانده ام و آینه دل به زنگار گناه آلوده ام؛ هر بار به خیال آن که روزی توبه خواهم کرد.
ای مهربان ترین و ای داناترین! دور از نور هدایت تو، راه نخواهم یافت. پس به راه رستگاری رهنمونم باش گام هایم را نیز توان ده تا در این راه قدم بر دارد و درونم را قوت ده تا استوار بماند و دل از این جادّه بیرون نَبَرد، ای دریابنده گمگشته گان!
شرمسار گناه
خدای مهربان من! روسیاه و شرمسارم، خجلت زده و سرافکنده ام، شرمگینِ آن همه لطفی هستم که تو به من کردی و آن همه عصیانی ام که من به تو کردم. شرمسار آن همه مهری ام که تو بر من روا داشتی و آن همه بی مهری ام که من بر تو کردم. ای بزرگ ترین و بزرگوارترین! با همه رو سیاهی ام، به تو رو آورده ام و با همه خجلتم تو را صدا کرده ام. به عزّتت سوگند که خوارم مداری، به پرده پوشی ات سوگند که رسوایم نکنی و به مهربانی ات سوگند که محرومم نسازی. ای بخشنده ترین و ای مهربان ترین!
تنها تو را می پرستم
چون ذره ای خوار و کوچک در میان گردونه خلقت، به عشق لطف تو می گردم و در هوای بندگی ات پیش می روم. ای خدای بزرگ و یگانه بی نهایت من! نامت همیشه پاینده! این بنده حقیر و بی مقدار توست که چشم به سوی تو دوخته و امید به لطف تو بسته است. این آفریده دست های قدرت توست که سر به درگاه تو می ساید و حاجت به درگاه تو می آورد، تو را می پرستد و از تو یاری می جوید. پس تو ای مهربان، راه را بر من بنما و دلم را به چراغ هدایت روشن کن! دستم را بگیر و تنهایم مگذار!
دوری از خشم و غضب تو
عزیزا، بزرگ پروردگارا! این بنده حقیر تو کوچک تر از آن است که خشم تو را تاب آورد و غضب تو را تحمل کند. این بنده ضعیف تو، ناتوان تر از آن است که از مهر تو محروم باشد. بودنم همه از لطف توست و ماندنم وام دار مهربانی و لطف تو. عزیزا، لطیفا! من بنده توام؛ بنده خوار و حقیر تو. مرا به سوی خود بخواه، از نعمت هدایت و رستگاری ات، بهره مندم ساز و مرا در میان آنان که به خشمت مبتلا شدند یا آنان که راه را گم کردند و از تو دور شدند، قرار مده که از همراهی شان بیزار و هراس ناکم. لطیفا ! تو خود مرا نگاه دار که به حمایت تو سخت محتاجم.
در شمار خوبان
رحیما، مهربانی ات بی انتهاست و لطف هماره جاری است. حکیما ! به چراغ هدایتی که بر راهم برافروختی، به لحظاتی که دستم را گرفتی و به سوی سعادتم کشاندی و به نوری که در دلم افکندی، سوگندت می دهم که مرا در شمار خوبان قرار دهی؛ در میان آنان که دل هایشان از ایمان به تو لبریز است، در جاده هدایت تو ره گم نمی کنند و سرانجام به رستگاری می رسند. ای خدای مهربان! یاری ام کن که تو بر هر چیز توانایی.
تنها یاری رسان
بارالها! ای تنها یاری رسان و ای یگانه سرشار از لطف! مرا دریاب که سخت محتاجم. دنیا مرا به خود می خواند و شیطان آن را برایم می آراید. هوای نفس، از درون مرا برمی آشوبد و فریب های دنیا از بیرون مرا بر می انگیزاند. درمانده ام و پریشان، گرفتار گرداب گناه و اسیر بندهای شیطان. تنها زلال لطف تو، آتش درونم را فرو می نشاند و تنها ریسمان مدد تو، از گرداب گناه، بیرونم می کشد. بر درماندگی ام رحم آور، پریشانی ام را دریاب و لطفت را از من دریغ مدار. مرا به سوی خود بخوان که فقط به تو امید بسته ام، ای بخشنده!
حدیث روز: روشنایی دیدگان
حدیث روز: نتیجه عمل به دانسته ها
حدیث روز: همه چیز از ایشان فرمان می بر
اصطلاحات حقوقی
اصطلاحات حقوقی
بائر :
زمینی که مالک دارد و برای مدت نامعلومی در آن کشت و کاری نشود .
بایع :
کسی که در عقد بیع غالبا در طرف ایجاب واقع می شود و بمال او بعنوان معوض و مبدل نگاه می شود نه عوض و بدل . ( فروشنده )
بری الذمه :
کسی که ذمه او خالی از تعهد نسبت به تکلیف یا تعهدی بوده یا بشود .
بیع :
تملیک عین است به عوض معلوم .
تبرع :
تبرع در عطا یعنی دادن مال بدون چشم داشت عوض .
تسبیب :
وارد کردن ضرر به مال غیر که فعل منشاء ضرر بوسیله خود فاعل ، به هدف هدایت نشده باشد بلکه بر اثر تقصیر یا بی مبالاتی و غفلت و عدم احتیاط وی ضرری متوجه غیر گردد مثل اینکه زنجیر سگ را محکم نبندد و سگ رها شده و به عابرین حمله کند
تفلیس :
هرگاه کسی کتاعی را بفروشد و سپس حکم افلاس خریدار صادر گردد در اینصورت بایع متاع اختیار فسخ بیع و استرداد متاع خود را در صورتیکه نزد خریدار باشد دارد و می تواند از حق فسخ مذکور استفاده نکند و جزء غیر ماء باشد .
تفویض مهر :
برگزار کردن تعیین مقدار مهر در نکاح دائم بنظر زوج یا زوجه یا ثالث .
جعاله :
التزام شخصی است به پرداخت اجرت معلوم در مقابل عملی .
جلد :
صد تازیانه را گویند .
حجر :
نداشتن صلاحیت در دارا شدن حق معین و نیز نداشتن صلاحیت برای اعمال حقی که شخص آنرا دارا شده است حجر نامیده می شود .
حصه :
سهم مشاع را گویند .
حق ارتفاق :
حقی است برای شخص در ملک دیگری بواسطه مالکیت در ملک معین مانند حق العبور .
حق انتفاع :
حق است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند . مانند عمری ، رقبی و سکنی .
—————-
گرد آورنده : احسان نصوحیآشنایی با معانی برخی کلمات تخصصی رشته حقوق
آشنایی با معانی برخی کلمات تخصصی رشته حقوق
.
ادله اثبات دعوی
آنچه از مقررات نوشته یا عرفی که در مقام اثبات امری از امور در مراجع قضایی بکار رود خواه آن امور از دعاوی باشند خواه نه ، مانند شهادت و امارات و قسم و سند و اقرار ، چون غالبا این امور برای اثبات دعاوی بکار می آیند آنها را از باب تغلیب ادله اثبات دعوی گفته اند .
ارتفاق
حقی است برای ملک شخصی در ملک دیگری مانند حق عبور آب از ملک غیر و حق گشودن ناودان در زمین غیر .
ارش
کسری است که صورت آن تفاوت قیمت صحیح و معیب روز تقویم مال مورد معامله است و مخرج آن کسر ، قیمت صحیح روز تقویم می باشد . این کسر هرگاه صرب در قیمت ثمن روز وقوع عقد شود ارش بدست می آید یعنی حاصل ضرب مزبور را اصطلاحا ارش گویند .
آزادی دریاها
اصلی است از اصول حقوق بین الملل عمومی که لااقل در زمان صلح بین دول رعایت می شود و مفاد اصل مزبور این است که کشتیهای همه دول در اقیانوس ها و دریاهای آزاد عموما حق عبور و مرور دارند جز دزدان دریائی و کشتیهای حامل بردگان .
استیفاء
استفاده از کار یا مال دیگری با رضای او . در قانون مدنی استیفاء یکی از اسباب ضمان قهری است .
اشتباه در موضوع عقد
اشتباهی است راجع به خود موضوع معامله مثلا بایع کتاب را به جای دفتر بفروشد .
اشتباه در نوع عقد
و آن در موردی است که یک طرف عقد ، عقد معینی را در نظر داشته باشد و طرف او عقد دیگر را . مثل اینکه شخصی مالی را به دیگری هبه کند و طرف به تصور اینکه او صلح کرده است اظهار قبول نماید .
اهلیت
صلاحیت شخص برای دارا شدن حق و تحمل تکلیف و بکار بردن حقوقی که به موجب قانون دارا شده است .
اهلیت استیفاء
صلاجیت شخص برای بکار بردن حقی که دارا شده است مانند صلاحیت کبیر برای معامله در اموال خود که در حال صغر آنها را از پدر خود به ارث برده است .
ایقاع
عملی است قضائی و یک طرفه که به صرف قصد انشاء و رضای یک طرف منشاء اثر حقوقی شود و بدون اینکه تاثیر یکطرفی قصد و رضای مذکور ضرری به غیر داشته باشد . ابراء و اعراض و فسخ از مصادیق ایقاعات است .
——————
منبع : لنگرودی جعفر ، ترمینولوژی حقوق
حدیث روز: از اسباب آمرزش گناهان
اصطلاحات حقوقی
حقوق : مجموعه قوانین است که حاکم بر روابط انسان هاست که با هدف استقراء عدالت و ایجاد نظم به وجود آمده است
مال : در باره مال تعاریف متعددی وجود دارد که راحت ترین تعریف عبارت است از:
هر چیزی که قابلیت داد و ستد داشته باشد مال می گویند
مال منقول : به مالی گفته می شود که قابل جا به جایی بوده بدون اینکه به خود و محل آسیب وارد کند مثل : پول و میز و صندلی و..........
مال غیر منقول : به مالی گفته می شود که قابل جا به جایی نمی باشد. مثل : زمین و ........
جرم : هر فعل يا ترك فعلي كه در قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد جرم محسوب مي شود
دیه : دیه مالی است که به سبب جنایت بر نفس یا عضو به مجنی علیه یا به ولی یا اولیاء دم او داده میشود
مباشر جرم : کسی است که جرم را مستقیم و بدون واسطه انجام می دهد
مسبب جرم : کسی است که جرم را غیر مستقیم انجام می دهد مثل : استفاده از حیوانات
معاون جرم : در تسهیل وقوع جرم موثر است . مثل : نگهبانی دادن باز کردن گاو صندوق و....... ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی
شریک جرم : اجماع بیش از یک { دو نفر کمتر نباشد } نفر در ارتکاب جرم و شرکت هر دو در عملیات مجرمانه
زنا : عبارت است از اجماع مرد با زنی که ذاتا" بر او حرام است
قوادی : عبارت است از جمع و مرتبط کردن دو نفر یا بیشتر برای زنا یا لواط
قذف : نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگری
اقرار :اگر شخصی خبری را اعلام کند که مفاد آن بر ضرر خودش و به نفع دیگری باشد اقرار نام دارد. به شخصی که اقرار می کند مقر گویند.اگر مفاد این خبر به نفع خودش وبه ضرر دیگری باشد ادعا واگر به نفع دیگری وبه ضرر شخص ثالثی باشد شهادت نام دارد
اقدامات تامینی:تدابیری است که دادگاه برای جلوگیری از تکرار جرم درباره مجرمین خطرناک اتخاذ می کند مانند نگهداری مجرمین دیوانه در تیمارستان
امور حسبی:به اموری گفته می شود که دادگاه ها باید بدون ملاحظه اینکه در مورد آنها اختلاف .مرافعه ای وجود پیدا کرده یا نه وارد زسیدگی واتخاذ تصمیم کنند.مانند رسیدگی به اموال متوفای بلا وارث،تعیین سرپزست برای دیوانه ای که ولی یا قیم ندارد
باز پرس:مقام قضایی است که در وظیفه اش تحقیق از متهمین وانجام تحقیقات مقدماتی در پرونده های کیفری است.قبلا ًبه بازپرس مستنطق گفته می شد
اهلیت : عبارت است از شایستگی انسان برای دارا بودن یا اجرای حق و تکلیف
اماره:هر چیزی که حکایت از چیز دیگری داشته ودر پرونده های مدنی وکیفری ظاهرا ًجنبه کاشفیت از واقع دارد مانند تصرف شیئی که در ظاهر کاشف از مالکیت متصرف است.البته ممکن است خلاف آن نیز ثابت شود.برای مثال ممکن است شیئی که در تصرف الف است در مالکیت ب باشد که الف بطور امانی آن را در اختیار گرفته است
التزام:تعهد کردن گاهی در قراردادها وجهی به عنوان وجه التزام آورده می شود که به منظور تامین خسارت عدم انجام تعهد یا تاخیر آن مقرر می شود
تمتع : عبارت است از این که شخص قانونا" شایستگی و توانایی بهره مندی و دارا شدن حقی را داشته باشد
استیفاء : عبارت از قابلیتی است که قانون برای افراد شناخته تا بتوانند حق خود را اجراء و خود را متعهد سازند
احوال شخصیه : عبارت از عناوینی است که سبب ظهور یا وجود ویژگی و حالاتی در شخص نسبت به شخص دیگر می شود که بر آن اثر قانونی مترتب شده است مثل : ازدواج
نکاح : عبارت است از عقدی که سبب رابطه زنا شویی بین دو جنس مخالف می شود
طلاق : عبارت است از انحلال نکاح دائم با شرایط و تشریفات خاص از جانب مرد و نماینده قانونی او
بذل مدت:صرف نظر کردن زوج از ادامه اثر عقد نکاح در ازدواج موقت وپایان بخشیدن به آن را گویند
عده:مدتی که در آن مدت زنی که ازدواجش از طریق طلاق،وفات،فسخ نکاح یا بذل مدت منحل شده نمی توان شوهر دیگری اختیار کند
بالغ:دختری که به سن 9سال قمری ومردی که به سن 15سال قمری رسیده باشد
دارایی : تمام حقوق و تعهدات شخص اعم از مالی و غیر مالی
حجر : عبارت است از ممنوع بودن شخص از تصرف در بعضی یا تمام امور خود به منظور از حمایت از او به حکم قانون
سفیه : به شخص کبیری گفته می شود که عقل معاش ندارد و نمی تواند در معاملات مالی غبطه و مصلحت خود را رعایت نماید
حق عینی : حقی که شخص به طور مستقیم و بی واسطه نسبت به چیزی پیدا می کند و می تواند از آن استفاده کند
حق دینی : حقی است که شخص نسبت به دیگری پیدا می کند و به موجب آن می تواند انجام دادن کاری را از او بخواهد
عین : اموالی که وجود خارجی داشته و با حس لامسه قابل ادراک باشند
حق انتفاع : حقی که شخص از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاص ندارد می تواند استفاده کند
حق ارتفاق : حقی که کسی در ملک دیگری دارد مثل : حق عبور و ..........
حریم : مقداری از اراضی اطراف ملک قنات و نهر و امثال آن است که برای کمال انتفاع از آن ضرورت دارد
اراضی موات : زمین بدون مالکی که معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نباشد
مفهوم اشاعه : انتشار مالکیت شرکاء در همه اجزاء مال مشاء است{ یعنی همه شرکاء در همه اجزاء شریکند }
وقف : عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود
تعدی : تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری
تفریط : عبارت است از ترک عملی است که به موجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است
اسلام و حقوق بشر
داود فیرحی
اعلاميه جهانى حقوق بشر كه در دهم دسامبر 1948م با چهل و هشت رأى موافق و هشت رأى ممتنع به تصويب رسيد (1) از همان ابتداى شكلگيريِ مقدمات آن، مناقشات مهمى را برانگيخت و تفاوتهاي بنيادى فراوانى را در ارزشها و فرهنگهاى ملل آشكار ساخت. اين مناقشات و تفاوتها، سرانجام در دو قلمروى «بينتمدني» و «درونتمدني»، و سه عرصة «فلسفي»، «تاريخي» و «عملي» آرايش يافت. يكى از پايدارترين مسائل اين بود كه حقوق بشر را بايد بر چه مبنايى اعلام كرد. تاريخچه اعلاميه مشخص ميكند كه مسائل مورد بحث در آن دوران و ديدگاههايى كه الهامبخش روايت نهايي «اعلامية حقوق بشر» بودند، در اساس، به يك منظومة فلسفى غربى مربوط ميشدند. سنّتهاي فلسفى و حقوقى غير غربى ــ كه شايد ميتوانستند خواستههاى آرمانى متفاوت يا تكميلى حقوق بشر را مطرح سازند ــ به ندرت در مذاكرات و مشورتها مدنظر قرار گرفتند. حتى آن بخش از اعضاى كميسيون حقوق بشر كه نمايندگى كشورهاى غير غربى را بر عهده داشتند، در اغلب موارد، خود در غرب يا در مؤسساتى درس خوانده بودند كه نمايندگان قدرتها و انديشههاى غربى در كشورشان بودند. بنابراين اگرچه گهگاه به سنّتهاى غير غربى مانند آيين كنفسيوس يا اسلام ارجاعاتى ميشد، اما ارجاع به سنّتهاي غربى بر نظرخواهيهايى كه به تدوين نهايى «اعلاميه جهاني» انجاميدند، سخت مسلط بود. (2
بدين ترتيب، نخستين و مهمترين مناقشات درونتمدنى در باب «اعلامية حقوق بشر» به حوزة فرهنگهاى غربي مربوط ميشد؛ اما همين منازعات، به تدريج و با گسترش نشانههاى فرهنگ و انديشه غربي، به درون ديگر نظامها و سنّتهاى زيست اجتماعى تسرّى و تعميم يافت. درست به همين جهت است كه اكنون شاهد مناقشات مهم فلسفي، تاريخى و عملى «درونتمدني» در جوامع اسلامي، و در باب مواد مهم اعلامية حقوق بشر هستيم. در اين مقاله، پس از اشاره به منازعات درونتمدنى غرب، به تحليل نشانهشناختى اين وضعيت در جوامع اسلامى ميپردازيم.
الف. مبانى و مناقشات غربى
مناقشات درونتمدني غربيها دربارة مبانى و مواد اعلاميه حقوق بشر را ميتوان در چهار مقولة اساسي دستهبندى كرد: مبناى الهى حقوق بشر؛ حقوق طبيعي؛ حقوق وضعي؛ و انديشههاي ماركسيستي. هر كدام از اين ديدگاهها، تصوير و توصيههاى خاصى درباره مواد اعلاميه داشتند.
1. حقوق الهي: در جريان نظرخواهيهاى كميسيون حقوق بشر، هنگامى تفاوتهاى فلسفى آشكار شد كه مسئلة گنجاندن يا نگنجاندن استناد به خداوند يا طبيعت، به مثابه منشأ حقوق بيانشده در «اعلاميه حقوق بشر»، مطرح گشت. هلنديها به همراه چند كشور اروپايى و غير اروپايي، در جريان سومين كميتة «كميسيون»، سعى كردند پيشنويس اعلاميه را به سمت استناد به خداوند بكشانند. نمايندة هلند در سخنرانى مجمع عمومى گفت:
در اعلاميه به منشأ الهى انسان و جاودانگى روح او اشاره نشده است. در واقع، سرچشمة تمامى اين حقوق، خود خداى متعال است كه مسئوليت بزرگى بر دوش كسانى گذاشته كه اين حقوق را مطالبه كردهاند. ناديدهگرفتن اين پيوند، در حكم جداكردن گياه از ريشههاى آن، يا ساختن خانهاى بدون پى است. (3)
هرچند اين ديدگاه هرگز به تصويب نرسيد؛ اما قرائتى الهى از حقوق بشر همچنان به مثابه يكى از قرائتهاي مهم در ذاكرة تاريخى ملل متحد باقى ماند و امتداد پيدا كرد. قرائت اسلامى از حقوق بشر، و چالشها و چشماندازهاى درونتمدنى اين برداشت در جهان اسلام، از جملة اين ديدگاههاست.
2. حقوق طبيعي: حقوق ذاتى شخص انسان و مفاهيم مرتبط با آن، زادة سنّت «حقوق طبيعي» است كه گفته ميشود مبناى مفروض و مسلط اعلاميه حقوق بشر بوده است. اين مفهوم از حقوق بشر، حاصل نظريهاي است كه گروهى از فيلسوفان سياسى سدههاى هفدهم و هيجدهم، تحت عنوان مكتب قرارداد، تدوين كرده بودند. ظاهراً مادة اول اعلاميه حقوق بشر از اين جملة روسو گرفته شده است كه «انسان آزاد آفريده شده است؛ اما همه جا در بردگى به سر ميبرد» (4). روسو در مورد آزادى طبيعى انسان با اغلب نظريهپردازان مكتب حقوق طبيعى وحدتنظر داشت؛ اما آنچه روسو را شاخص ميكند اين است كه وى اين آزادى طبيعى را از انسان جداييناپذير ميداند و قائل است هيچ كس در هيچ شرايطى حق ندارد انسان را از آزادى محروم نمايد. به نظر روسو، «دستكشيدن از آزادى خود، به معناى دستكشيدن از مقام انسانى خود، دستكشيدن از حقوق بشريت و حتى از وظايف خود است [...] چنين انصرافى با طبيعتِ انسان سازگار نيست» (5).
3. حقوق وضعي: همراه با نظرية «حقوق طبيعي»، ديدگاه بسيار متفاوتى دربارة مبانى حقوق بشر پيدا شد كه خواستار آن بود كه فقط خواستها و اعمال انسانها و دولتها، منشأ حقوق باشد. اين ديدگاه كه نشاندهنده تمايل بيشتر به عقلباورى بود، اعتقاد داشت كه انسانها، همانند دولتها، به هيچوجه تحت الزام قوانين برونبشرى قرار ندارند، بلكه داوطلبانه و از روى عقل ميپذيرند كه رفتارهايشان را خود به گونهاى محدود و منظم كنند تا از بهترين امكانات براى تكامل فردى و ملى برخوردار شوند. بر اساس اين ديدگاه، دولتها با رعايت محدوديتهايى كه براى اعمال خود وضع ميكنند، تعيين محدوده و دامنة حقوق بشر را ممكن ميسازند. (6)
4. حقوق ماركسيستي: در عرصه فلسفي، برداشت ماركسيستى از حقوق بشر، نه بر مبناى فرد، بلكه بر پاية جمع استوار شده بود. از نظر ماركسيستها، دستيابى به رفاه و آسايش اقتصادي، پيششرط بهرهمندى واقعى از حقوق مدنى و سياسى شمرده ميشد. بنابراين حقوق بشر، به اعتقاد ماركسيستها، فقط در چارچوب نيازها و حقوق جامعه تصورپذير بود. ماركسيستها از يك سوي، بر حقوق اقليتها تأكيد ميكردند و اين مستلزم پيوند حقوق فرد و جمع بود، و از سوى ديگر، تحقق سطحى از برابرى اقتصادى را بر اعطاى حقوق مدنى و سياسى مقدم ميدانستند. (7)
به هر حال، منازعات چهارگانه فوق، اختلافات و تفاسير درونتمدنى غربيها را دربارة حقوق بشر نشان ميدهد و همچنان تنور مباحثات و تحليلها دربارة اعلاميه جهانى حقوق بشر، مواد تفصيلى آن و سلسله مراتب اولويتها و ترجيحات اين سند بين المللى را گرم نگاه داشته است. اين مناقشات، هرچند در شرايط كنونى جهان اهميت دارند، پيگيرى آنها با توجه به وضعيت دينى ـ سياسى جامعه ما، اهميت ثانوى دارد و تا حدودى دور از ما و مسائل حياتي جامعه ماست. آنچه براى ما اهميت دارد، جستوجوى وضعيت اعلاميه حقوق بشر در فضاي فكرى ـ سياسى اسلامى و پيوند اين وضعيت با سرنوشت كنونى ماست. در سطور زير به ارزيابى اين مسئله ميپردازيم.
ب. اسلام، غرب و حقوق بشر؛ مناقشات برونتمدنى
چنانكه گذشت، اعلاميه جهانى حقوق بشر، بر مبانى فرهنگ غرب، بهويژه فلسفه حقوق طبيعي، استوار است. بشر ليبرال غرب، چنانكه جان راولز( John Rawls ) به درستى توضيح ميدهد، سه وجه اساسى دارد: نخست، حكومت مردمسالار مبتنى بر قانون اساسى مستدل، كه منافع اساسى مردم را تأمين ميكند؛ دوم، شهرونداني كه به لحاظ يك رشته «تعلقات مشترك» ( Common Sympathy ) وحدت يافتهاند؛ و سوم، يك طبيعت اخلاقي. (8) به نظر راولز، وجه نخست امرى حقوقى و نهادى است؛ وجه دوم فرهنگى و سرانجام، وجه سوم مستلزم انطباق دقيق با مفهومى سياسى از حق و عدالت است. (9)
مطالعة مواد مختلف اعلامية حقوق بشر، ابتنا و التزام اين اعلاميه به انسانشناسى فوق را نشان ميدهد. هرچند تاكنون تلاشهاى زيادى براى انفكاك ملازمة حقوق بشر با انسانشناسى فلسفه ليبرال غرب صورت گرفته و به تعميم و تسرّى حقوق بشر به ديگر سنّتهاى فكرى ـ اجتماعى توجه شده است، اما در سال 1948 م (سال تصويب اعلاميه) چنين نبود. در اين زمان، ملازمه ميان مواد اعلامية حقوق بشر و ليبراليسم غرب مشهود بود. نمايندة دولت عربستان در سومين كميتة مقدماتى كميسيون حقوق بشر، با توجه به اين ملازمه، برخي مواد اعلاميه را در حكم تعرض به اصول فرهنگهاى دولتهاى اسلامى تلقى ميكرد. قطعة زير كه از گزارش رسمى تفسيرهاى عربستان سعودى در جريان مباحثات سومين كميته نقل شده است، برخى تقابلهاى مهم اعلاميه با سنّتهاى اسلامى را نشان ميدهد: (10)
نمايندة عربستان سعودى خواستار يادآورى اين نكته شد كه بيشتر نويسندگان اعلاميه فقط هنجارهاي پذيرفته غرب را در نظر گرفته و از تمدنهاى قديميتر غافل ماندهاند؛ تمدنهايى كه ديگر بههيچوجه در مرحلة تجربى نبوده و حكمتشان را در جريان قرنها ثابت كردهاند. «كميته» نبايستى برترى يك تمدن را بر تمام ديگر تمدنها اعلام ميكرد يا هنجارهاي واحدى را براى تمام كشورهاى دنيا تعيين ميساخت. (11)
منظور نماينده عربستان از تمدنهاى قديمي، البته تمدن اسلامى بود. وى تفاوت تمدنى زيادى را در خصوص مواد مربوط به آزادى عقيده، تغيير دين، مقررات ازدواج و ... يادآور شد. بعضي دولتهاى عرب نيز مفاد مادة 18 و 19 (درباره آزادى عقيده و تغيير دين) را با ترديد مينگريستند. تصور ميشد كه چنين مقررهاى به نحوى تفسير شود كه حق نو دينى و تغيير در عقايد دينى را، به هر شكل، در كشورهاى اسلامى و براى مبلغان مذهبى ـ سياسى مسيحى تضمين كند. اما بهرغم اين نگرانيها، اصلاحيه پيشنهادى اين دولتها، بهويژه عربستان، هر بار با اكثريتى قاطع رد ميشد.
در اين نوشته، در جستوجوى جزئيات اين ابرامها و انكارها نيستيم. اما آنچه از ديدگاه مقالة حاضر اهميت دارد، تضاد سنّتهاى اسلامى رايج در آن دوره با مذاق كلى اعلاميه حقوق بشر، از يك سو، و عدم توازن قدرت ميان نمايندگان دولتهاى اسلامى و غربي، از سوى ديگر است كه همين امر، سرانجام اعلاميه را در امتداد مبانى غربى و بيتوجه به ديگر سنّتهاي فكرى ــ از جمله اسلامى ــ در سال 1948م به تصويب نهايى رساند. از آن سالها تاكنون، و حتى پيش از آن، از فروپاشى خلافت عثمانى (4-1923 م) تا امروز، تحولات زيادى در حوزة زندگي، انديشه و دينشناسى مسلمانان صورت گرفته است. بسيارى از مبانى و تلقيهايى كه به عنوان مثال، مواضع نماينده عربستان در سومين كميتة كميسيون حقوق بشر بر آن استوار بوده، اكنون به چالش كشيده شده و عملاً به حاشيه رانده شده است. در عوض، ديدگاههاى جديدترى درباره اسلامشناسى ظاهر شده است كه كم و بيش با مذاق اعلاميه حقوق بشر تطابق دارند يا دستكم ناسازگار نيستند. اين تحولات چگونه رخ داده است و قرائتهاى اسلامى جديد از حقوق بشر و مفاد اعلاميه چه ماهيتى دارند و چگونه شكل گرفتهاند؟ براى درك اهميت اين پرسشها، مرورى نشانهشناسانه بر تحولات انديشه و حقوق اسلامى در يك صد سال گذشته، ارزش نظرى و عملى فراواني دارد. در ادامه به اين نكته ميپردازيم.
متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
دیباچه
از آنجا که بازشناسی حرمت ذاتی آدمی و حقوق برابر و سلب ناپذیر تمامی اعضای خانواده ی بشری بنیان آزادی، عدالت و صلح در جهان است،
از آنجا که بی اعتنایی و تحقیر حقوق انسان به انجام اعمال وحشیانه انجامیده به طوری که وجدان آدمی را در رنج افکنده است، و [از آنجا که] پدید آمدن جهانی که در آن تمامی ابناء بشر از آزادی بیان و عقیده برخوردار باشند و به رهایی از هراس و نیازمندی رسند، به مثابه عالیترین آرزوی عموم انسانها اعلام شده است،
از آنجا که بایسته است تا آدمی، به عنوان آخرین تدبیر، ناگزیر از شوریدن علیه بیدادگری و ستمکاری نباشد، به حفظ حقوق بشر از طریق حاکمیت قانون همت گمارد،
از آنجا که بایسته است تا روابط دوستانه میان ملتها گسترش یابد،
از آنجا که مردمان «ملل متحد» در «منشور»، ایمان خود به اساسی ترین حقوق انسانها، در حرمت و ارزش نهادن به شخص انسان را نشان داده و در حقوق برابر زن و مرد هم قسم شده اند و مصمم به ارتقای توسعه اجتماعی و بهبود وضعیت زندگی در فضای آزادترند،
از آنجا که «ممالک عضو»، در همیاری با «ملل متحد»، خود را متعهد به دستیابی به سطح بالاتری از حرمت جهانی برای حقوق بشر و آزادی های زیربنایی و دیده بانی آن کرده اند،
از آنجا که فهم مشترک از چنین حقوق و آزادیها از اهم امور برای درک کامل چنین تعهدی است،
بنابراین، هم اکنون،
«مجمع عمومی»،
این «اعلامیه جهانی حقوق بشر» را به عنوان یک استانده ی مشترک و دستاورد تمامی ملل و ممالک اعلان میکند تا هر انسان و هر عضو جامعه با به خاطرسپاری این «اعلامیه»، به جد در راه تعلیم و آموزش آن در جهت ارتقای حرمت برای چنین حقوق و آزادیهایی بکوشد و برای اقدامهای پیشبرنده در سطح ملی و بین المللی تلاش کند تا [همواره] بازشناسی مؤثر و دیدهبانی جهانی [این حقوق ] را چه در میان مردمان «ممالک عضو» و چه در میان مردمان قلمروهای تحت فرمان آنها [تحصیل و] تأمین نماید.
• ماده ی 1
تمام ابنای بشر آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آنها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر برادرانه رفتار کنند.
• ماده ی ۲
همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده ی دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه»اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمروقضایی و وضعیت بین المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.
• ماده ی ۳
هر فردی سزاوار و محق به زندگی، آزادی و امنیت فردی است.
• ماده ی ۴
هیچ احدی نباید در بردگی یا بندگی نگاه داشته شود: بردگی و داد و ستد بردگان از هر نوع و به هر شکلی باید باز داشته شده و ممنوع شود.
• ماده ی ۵
هیچ کس نمی بایست مورد شکنجه یا بیرحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.
• ماده ی ۶
هر انسانی سزاوار و محق است تا همه جا در برابر قانون به عنوان یک شخص به رسمیت شناخته شود.
• ماده ی ۷
همه در برابر قانون برابرند و همگان سزاوار آن اند تا بدون هیچ تبعیضی به طور مساوی در پناه قانون باشند. همه انسانها محق به پاسداری و حمایت در برابر هرگونه تبعیض که ناقض این «اعلامیه» است. همه باید در برابر هر گونه عمل تحریک آمیزی که منجر به چنین تبعیضاتی شود، حفظ شوند.
• ماده ی ۸
هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی مؤثر به مراجع دادرسی از طریق محاکم ذیصلاح ملی در برابر نقض حقوق اولیه ای است که قوانین اساسی یا قوانین عادی برای او برشمرده و به او ارزانی داشته اند.
• ماده ی ۹
هیچ احدی نباید مورد توقیف، حبس یا تبعید خودسرانه قرار گیرد.
• ماده ی ۱۰
هر انسانی سزاوار و محق به دسترسی کامل و برابر به دادرسی علنی و عادلانه توسط دادگاهی بیطرف و مستقل است تا در برابر هر گونه اتهام جزایی علیه وی، به حقوق و تکالیف وی رسیدگی کند.
• ماده ی ۱۱
۱. هر شخصی متهم به جرمی کیفری، سزاوار و محق است تا زمان احراز و اثبات جرم در برابر قانون، در محکمهای علنی که تمامی حقوق وی در دفاع از خویشتن تضمین شده باشد، بیگناه تلقی شود.
۲. هیچ احدی به حسب ارتکاب هرگونه عمل یا ترک عملی که مطابق قوانین مملکتی یا بین المللی، در زمان وقوع آن، حاوی جرمی کیفری نباشد، نمیبایست مجرم محسوب گردد. همچنین نمی بایست مجازاتی شدیدتر از آنچه که در زمان وقوع جرم [در قانون] قابل اعمال بود، بر فرد تحمیل گردد.
• ماده ی ۱۲
هیچ احدی نمیبایست در قلمرو خصوصی، خانواده، محل زندگی یا مکاتبات شخصی، تحت مداخله [و مزاحمت] خودسرانه قرار گیرد. به همین سیاق شرافت و آبروی هیچکس نباید مورد تعرض قرار گیرد. هر کسی سزاوار و محق به حفاظت قضایی و قانونی در برابر چنین مداخلات و تعرضاتی است.
• ماده ی ۱۳
۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن آزادی جابه جایی [حرکت از نقطه ای به نقطه ای دیگر] و اقامت در [در هر نقطه ای] درون مرزهای مملکت است. ۲. هر انسانی محق به ترک هر کشوری، از جمله کشور خود، و بازگشت به کشور خویش است.
• ماده ی ۱۴
۱. هر انسانی سزاوار و محق به پناهجویی و برخورداری از پناهندگی در کشورهای پناه دهنده در برابر پیگرد قضایی است.
۲. چنین حقی در مواردی که پیگرد قضایی منشأیی غیرسیاسی داشته باشد و یا نتیجه ارتکاب عملی مغایر با اهداف و اصول «ملل متحد» باشد، ممکن است مورد استناد قرار نگیرد.
• ماده ی ۱۵
۱. هر انسانی سزاوار و محق به داشتن تابعیتی [ملیتی] است.
۲. هیچ احدی را نمی بایست خودسرانه از تابعیت [ملیت] خویش محروم کرد، و یا حق تغییر تابعیت [ملیت] را از وی دریغ نمود.
• ماده ی ۱۶
۱. مردان و زنان بالغ، بدون هیچ گونه محدودیتی به حیث نژاد، ملیت، یا دین حق دارند که با یکدیگر زناشویی کنند و خانواده ای بنیان نهند. همه سزاوار و محق به داشتن حقوقی برابر در زمان عقد زناشویی، در طول زمان زندگی مشترک و هنگام فسخ آن هستند.
۲. عقد ازدواج نمیبایست صورت بندد مگر تنها با آزادی و رضایت کامل همسران که خواهان ازدواجند.
۳. خانواده یک واحد گروهی طبیعی و زیربنایی برای جامعه است و سزاوار است تا به وسیله ی جامعه و «حکومت» نگاهداری شود.
• ماده ی ۱۷
۱. هر انسانی به تنهایی یا با شراکت با دیگران حق مالکیت دارد.
۲. هیچ کس را نمی بایست خودسرانه از حق مالکیت خویش محروم کرد.
• ماده ی ۱۸
هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است.
• ماده ی ۱۹
هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه ای بدون ملاحظات مرزی است.
• ماده ی ۲۰
۱. هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.
۲. هیچ کس نمی بایست مجبور به شرکت در هیچ انجمنی شود.
• ماده ی ۲۱
۱. هر شخصی حق دارد که در مدیریت دولت کشور خود، مستقیماً یا به وساطه انتخاب آزادانه نمایندگانی شرکت جوید.
۲. هر شخصی حق دسترسی برابر به خدمات عمومی در کشور خویش را دارد.
۳. اراده ی مردم میبایست اساس حاکمیت دولت باشد؛ چنین اراده ای می بایست در انتخاباتی حقیقی و ادواری اعمال گردد که مطابق حق رأی عمومی باشد که حقی جهانی و برابر برای همه است. رأی گیری از افراد می بایست به صورت مخفی یا به طریقه ای مشابه برگزار شود که آزادی رأی را تأمین کند.
• ماده ی ۲۲
هر کسی به عنوان عضوی از جامعه حق دارد از امنیت اجتماعی برخوردار بوده و از طریق تلاش در سطح ملی و همیاری بین المللی با سازماندهی منابع هر مملکت، حقوق سلب ناپذیر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را برای حفظ حیثیت و رشد آزادانه ی شخصیت خویش، به دست آورد.
• ماده ی ۲۳
۱. هر انسانی حق دارد که صاحب شغل بوده و آزادانه شغل خویش را انتخاب کند، شرایط کاری منصفانه مورد رضایت خویش را دارا باشد و سزاوار حمایت در برابر بیکاری است.
۲. هر انسانی سزاوار است تا بدون رواداشت هیچ تبعیضی برای کار برابر، مزد برابر دریافت نماید.
۳. هر کسی که کار می کند سزاوار دریافت اجری منصفانه و مطلوب برای تأمین خویش و خانواده ی خویش موافق با حیثیت و کرامت انسانی بوده و نیز میبایست در صورت لزوم از حمایتهای اجتماعی تکمیلی برخوردار گردد.
۴. هر شخصی حق دارد که برای حفاظت از منافع خود اتحادیه صنفی تشکیل دهد و یا به اتحادیه های صنفی بپیوندد.
• ماده ی ۲۴
هر انسانی سزاوار استراحت و اوقات فراغت، زمان محدود و قابل قبولی برای کار و مرخصی های دوره ای همراه با حقوق است.
• ماده ی ۲۵
۱. هر انسانی سزاوار یک زندگی با استانداردهای قابل قبول برای تأمین سلامتی و رفاه خود و خانواده اش، من جمله تأمین خوراک، پوشاک، مسکن، مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی ضروری است و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری، بیماری، نقص عضو، بیوگی، سالمندی و فقدان منابع تأمین معاش، تحت هر شرایطی که از حدود اختیار وی خارج است، از تأمین اجتماعی بهره مند گردد.
۲. دوره ی مادری و دوره ی کودکی سزاوار توجه و مراقبت ویژه است. همه ی کودکان، اعم از آن که با پیوند زناشویی یا خارج از پیوند زناشویی به دنیا بیایند، می بایست از حمایت اجتماعی یکسان برخوردار شوند.
• ماده ی ۲۶
۱. آموزش و پرورش حق همگان است. آموزش و پرورش میبایست، دست کم در دروه های ابتدایی و پایه، رایگان در اختیار همگان قرار گیرد. آموزش ابتدایی می بایست اجباری باشد. آموزش فنی و حرفه ای نیز می بایست قابل دسترس برای عموم مردم بوده و دستیابی به آموزش عالی به شکلی برابر برای تمامی افراد و بر اساس شایستگی های فردی صورت پذیرد.
۲. آموزش و پرورش می بایست در جهت رشد همه جانبه ی شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری [تسامح] و دوستی میان تمامی ملتها و گروههای نژادی یا دینی و نیز به برنامه های «ملل متحد» در راه حفظ صلح یاری رساند.
۳. پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش برای فرزندان خود مقدم اند.
• ماده ی ۲۷
۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در حیات فرهنگی اجتماع خویش مشارکت کند، از انواع هنرها برخوردار گردد و در پیشرفت علمی سهیم گشته و از منافع آن بهره مند شود.
۲. هر شخصی به عنوان آفرینشگر، حق حفاظت از منافع مادی و معنوی حاصل از تولیدات علمی، ادبی یا هنری خویش را داراست.
• ماده ی ۲۸
هر شخصی سزاوار نظمی اجتماعی و بین المللی است که در آن حقوق و آزادیهای مصرح در این «اعلامیه» به تمامی تأمین و عملی گردد.
• ماده ی ۲۹
۱. هر فردی در برابر جامعه اش که تنها در آن رشد آزادانه و همه جانبه ی او میسر میگردد، مسئول است.
۲. در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می بایست تنها تحت محدودیت هایی قرار گیرد که به واسطه ی قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط های عادلانه ی اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.
۳. این حقوق و آزادی ها شایسته نیست تا در هیچ موردی مغایر با هدف ها و اصول «ملل متحد» اعمال شوند.
• ماده ی ۳۰
در این «اعلامیه» هیچ چیز نباید به گونه ای تفسیر شود که برای هیچ «حکومت»، گروه یا فردی متضمن حقی برای انجام عملی به قصد از میان بردن حقوق و آزادی های مندرج در این «اعلامیه» باشد.