ادامه تحقیق دانشجو مینائی -4
این چنین بود که گاهی هم مثل شاه اسماعیل دوم مقام ارشد مذهبی را هم خود تصاحب می کند و مسئولیت های او را بر عهده گرفت.
زین پس با حضور پر رنگ تر بخشی از روحانیون در عرصه جامعه سیاسی یک موضع گیری کلی در بین ایشان بوجود آمد. عده بسیار قلیلی با حاکمان همکاری می نمودند قاضی القضات می شدند و به دربارها راه می یافتند همکار رسمی پادشاهان می شدند و در توجیه مذهبی خواسته های آنان می کوشیدند و اکثریتی هم این حکومتها را جائر و غاصب می دانستند که این دومی اخیر است.
در نتیجه جامعه سیاسی و حضور در آن را سه طلاقه می کردند این اوضاع تا دوران قاجار کم و بیش ادامه داشته است چنان که دکتر ماشا... آجودانی می نویسد : انکار نقش روحانیون شیعه از دوره صفوی تا دوره معاصر شایسته نیست و نیز نحوه نگرش آنها به مقوله دولت –ظلمه –و نحوه قدرت یا بی آنها در کنار قدرت رسمی جای تامل بسیار است. 13
تاکید بر نقش روحانیون به این علت است که هم در ادامه تاریخ ایران باعث یکی از بزرگترین اتفاقات آن در انقلاب 57 شدند و نقش آن در 150 ساله اخیر و هم از لحاظ پتانسیل درونی دین به عنوان یک منبع بزرگ حقوق نه تنها در ایران بلکه در تمامی جهان. آنگونه که قبلا مشاهده کردیم بسیاری از نویسندگان چپ و لائیک بر این اعتقادند که جدایی این نهاد از حقوق اساسی راه حل ابدی توسعه آنست و بعضی دیگر همچون دکتر سید جواد طباطبایی با تفاوت گذاری بین شرعیت اسلام و مسیحیت اساسا لوتریسم در اسلام را توهم می خوانند و راه حل را در بهره گیری از پتانسیل شریعت اسلام و تاثیر آن در حقوق اساسی می دانند.
در این مطلب برسر آن نیستیم که چرا روحانیون شیعه همچون تفسیر اسلام جهادی و نظریه ولایت فقیه که در دوران قاجاریه جان می گیرد و از کتابها به عرصه عمومی می آید در طول تاریخ ایران به نفع حقوق مردم فعالیتی نکرده اند بلکه ضعف نقش آنها در استفاده از همان مفاهیم پایه مذهبی که برای آن تبلیغ می کرده اند مشخص است مثلا ظلم ستیزی همچون امام حسین (ع)- عدالت طلبی همچون حضرت علی (ع) و ... مراد آنست که متولیان رسمی دین آنچنان به حوزه خصوصی آن هم از نوع کم توانش پناه برده بود ند که انگار آنچه خود تعلیم می دادن را نیز از یاد برده بودند که برای عمل کردن آمده بوده است هرچند باز هم تاکید بر نقش تصوف در این خمودگی بی حاصل نیست. چگونگی سرکار آمدن صوفیان آذربایجانی به عنوان اولین حکومت رسمی دینی متشکل پس از اسلام در ایران و استقرار در اصفهان خود بحث دیگری می طلبد که اشاره ای قبلا به آن رفت و از نکات جالب تاریخ ایران است.
در سده اخیر و تا قبل از انقلاب 57 بویژه در دوره مشروطه بخشی از روحانیون نیز که انگار تاریخ قبل از خود را یکسره فراموش کرده بودند حقوق اساسی را به مثابه یک جعل و بیگانه با دین یافتند و با تمام توان سعی در مقابله با آن کردند و در این راه فقط از کیسه دین خرج نمودند. بی آنکه به دنبال راه حلی درونزادر دین بگردند.
پس از بسط نظریه ولایت فقیه و حضور تمام قد روحانیت در جنبش مشروطه چه در سمت مشروطه خواهان و چه در آن سوی کارزار بود که دین نقش تعیین کننده خود را به عنوان یکی از مهمترین پاره های مقوم هویت ایرانیان یافت.
13-دکتر ماشاا... آجودانی –مشروطه ایرانی- ص160
4-عدم حضور طبقه زمیندار و اشراف مستقل :
در بین طبقات اجتماعی طبقه اشراف و فئودال بعلت منابع مالی گسترده ای که در اختیار دارند برای حکومت ها هم تهدید بودند و هم فرصت ، فرصت چپاول و باج گیری که در نهایت بایستی بخشی به حکومت می رسید و تهدید چون می توانستند به سرعت به رقیبی تبدیل گردند و قشون تجهیز نمایند طرفه آنکه بتوانند چند فئودال در یک یا چند منطقه با هم متحد گردند و منافعشان را یک سو نمایند. ولی آیا این تصویر از وضعیت جامعه ایران بوده است وسوال بعد آیا واقعا در تحولات اجتماعی بویژه در جهت حقوق اساسی وجود این طبقات اجتماعی- اقتصادی کارساز است؟
دکتر همایون کاتوزیان می نویسد 14: 1-در ایران فئودالیسم اروپایی هرگز پدید نیامد ، زیرا که بخش بزرگی از زمین های زراعی مستقیما در مالکیت دولت بود ، و بخش دیگر به اراده دولت به زمینداران واگذار می شد. در نتیجه ، دولت می توانست هر لحظه که اراده کند ، ملک زمین داری را به خود منتقل ، یا به شخص دیگری واگذار سازد.بنابراین زمین دار حق مالکیت نداشت ، بلکه این امتیازی بود که دولت به او می داد و هر زمان می خواست پس می گرفت.
2-به طور کلی ، در اروپا دولت متکی به طبقات بود ، و در ایران طبقات متکی به دولت. در اروپا ، هر چه طبقه بالاتر بود ، دولت بیشتر به آن اتکا داشت ; در ایران هر چه طبقه بالاتر بود بیشتر به دولت اتکا داشت.
3-در نتیجه ، دولت در خارج از خود مشروعیت مستمر و مداومی نداشت ، یعنی (مشروعیت) دولت اساسا ناشی از واقعیت قدرت آن (ودر نتیجه توانایی اداره کشور) بود.
4-به همین دلیل ، قانون ، یعنی چهارچوبی که تصمیمات دولت را به حدودی محدود- ودر نتیجه ، قابل پیش بینی- می کند ، وجود نداشت. (قانون )عبارت از رای دولت بود که می توانست هر لحظه تغییر کند. معنای دقیق